تبليغاتX
عشقولانه ى ازدواج

عشقولانه ى ازدواج

[ پنجشنبه 21 بهمن1389 ] [ 10:3 ] [ برادران عشقولانه ]

یک روز پدر بزرگم  برام یه کتاب دست نویس آورد.کتابی که بسیار گرون قیمت بود، و با ارزش. وقتی به من داد، تاکید کرد که این کتاب مال توئه مال خود خودته و من از تعجب شاخ در آورده بودم که چرا باید چنین هدیه با ارزشی رو بی هیچ مناسبتی به من بده.من اون کتاب رو گرفتم و یه جایی پنهونش کردم.

 چند روز بعدش به من گفت کتابت رو خوندی؟ گفتم نه.وقتی ازم پرسید چرا؟ گفتم گذاشتم سر فرصت بخونمش.لبخندی زد و رفت.همون روز عصر با یک کپی از روزنامه همون زمان که تنها نشریه بود برگشت اومد خونه ما و روزنامه رو گذاشت روی میز. من داشتم نگاهی بهش مینداختم که گفت این مال من نیست امانته باید ببرمش،

به محض گفتن این حرف شروع کردم با اشتیاق تمام صفحه هاش رو ورق زدن وسعی میکردم از هر صفحه ای حداقل یک مطلب رو بخونم.

در آخرین لحظه که پدر بزرگ میخواست از خونه بره بیرون تقریبا به زور اون روزنامه رو کشید از دستم بیرون و رفت. فقط چند روز طول کشید که اومد پیشم و گفت ازدواج مثل اون کتاب و روزنامه می مونه، یک اطمینان برات درست می کنه که این زن یا مرد مال تو هستش مال خود خودت،اون موقع هست که فکر میکنی همیشه وقت دارم بهش محبت کنم،همیشه وقت هست که دلش رو به دست بیارم،همیشه می تونم شام دعوتش کنم اگر الان یادم رفت یک شاخه گل به عنوان هدیه بهش بدم،حتما در فرصت بعدی اینکارو می کنم حتی اگر هرچقدراون آدم با ارزش باشه مثل اون کتاب نفیس و قیمتی.اما وقتی که این باور در تونیست که این آدم مال منه، و هر لحظه فکرمیکنی که خوب اینکه تعهدی نداره میتونه به راحتی دل بکنه و بره مثل یه شیء  با ارزش ازش نگهداری می کنی و همیشه ولع داری که تا جاییکه ممکنه ازش لذت ببری شاید فردا دیگه مال من نباشه.درست مثل اون روزنامه حتی اگر هم هیچ ارزش قیمتی نداشته باشه...
[ دوشنبه 27 تیر1390 ] [ 18:0 ] [ برادران عشقولانه ]

بعضی از خانم ها یا آقایان عادت دارند تمام اتفاقاتی را كه در طول روز برای شان اتفاق افتاده است برای همسر خود تعریف كنند. به خصوص بیشتر نامزدها که در هیجانات اولین روزهای با هم بودنشان، مرزها را زیرپا می گذارند و سعی دارند با بیرون ریختن تمام حرف ها، بازگو کردن اتفاقات و بیان تمام جزئیات روابط زندگی شان به همسر خود نزدیک تر شوند. اما حقیقت این است که گاهی اوقات صحبت كردن بسیار خظرناك است. چون شما در ابتدای راه هستید و هنوز زمان زیادی برای اشراف به شرایط خانوادگی و فردی همدیگر نیاز دارید. حالا چرا نباید تمام صحبت های خود را برای همسرتان بازگو كنید؟ به این دلایلی که در ادامه می گوییم!


*

افرادی كه گذشته تلخ و سخت داشته اند باید توجه كنند که تجربه های تلخ گذشته باید چراغ راه آینده باشد و بس. سعی كنید با گذشته های تلخ تان خداحافظی كنید و با عنوان كردن تجربه ها ذهن همسر تان را مغشوش نكنید. توجه كنید كه شما دیگر در دوران مجردی به سر نمی برید، شما تشكیل خانواده داده اید و از همان روز اول كه وارد زندگی زناشویی می شوید باید سعی كنید همه تلخی های گذشته را فراموش كنید. الان زمان آن است كه به زندگی دو نفره ای كه در آینده خواهید داشت فكر كنید، صحبت هایتان نیز باید حول زندگی مشتركتان باشد نه گذشته تلختان.

* اگر از اشتباهات گذشته عبرت گرفته اید و تحول خاصی در رفتارتان ایجاد كرده اید لزومی به بازگو كردن اشتباهات گذشته تان نیست چون ممكن است بر دیدگاه طرف مقابل به شما اثر منفی بگذارد و یا برخی قابلیت های فعلی تان نادیده گرفته شود. مگر در مواردی كه بازگو كردن تجربه شما میتواند مانع تكرار اشتباه برای طرف مقابلتان شود.

* صحبتهایی را از گذشته، حال برای همسرتان بازگو و تعریف كنید اما سعی كنید وارد جزییات نشوید، مسائل را برای او كاملا باز نكنید و نشكافید.

 

چه صحبتهایی را نباید مطرح كرد؟

* اسرار تان را به همسرتان نگویید. منظور از اسرار چیست؟ مشكلاتی كه در دوران قبل از ازدواج برایتان بوجود آمده و بازگو كردن آن تنها باعث مشغول كردن ذهن همسرتان می شود. ناگفته نماند كه مسائلی است كه گفتن آنها به همسرتان ضروری است مثلا تجربه نامزدی ناموفقی اگر در گذشته داشته اید به همسر تان بگویید اما آیا واقعا لازم است همسرتان از جزئیات آن مطلع باشد؟

* مشكلاتی كه با پدرو مادر، خواهر یا برادر تان داشته اید و عنوان كردن آنها به دیدگاه همسرتان نسبت به خانواده تان خدشه وارد می كند، كمبودهایی كه در زندگی با آنها مواجه بوده اید، رنجها و مشقتهایی را كه متحمل شده اید، و مسائلی مانند این موضوعات بهتر است بازگو نكنید.

صحبتهایی را از گذشته، حال برای همسرتان بازگو و تعریف كنید اما سعی كنید وارد جزییات نشوید، مسائل را برای او كاملا باز نكنید و نشكافید

* اگر زمانی به همسرتان، رفتارهایی كه انجام میداده شك كردید و در وفاداریش نسبت به خودتان مردد بودید هرگز این موضوع را مطرح نسازید، زیرا ممكن است شما به اشتباه چنین فكری را داشته بودید در این صورت احساس وفاداری كه بین شما و شوهرتان وجود داشته است در همان زمان از بین می رود.

 

كلوپ ازدواج تبيان

[ دوشنبه 20 تیر1390 ] [ 8:44 ] [ برادران عشقولانه ]

خانمی با خوشحالی از سر کار به خانه می آید به شوهرش خبرهای خوبی بدهد. وقتی به خانه می رسد با هیجان به شوهرش اطلاع می دهد که در شغلش ترفیع یافته است و می خواهد جزئیات را مو به مو با او در میان بگذارد. اما شوهر، طبق معمول تمایلی به صحبت کردن و یا شنیدن نشان نمی دهد...

او تنها لبخندی می زند و تبریک می گوید و سپس به سراغ کارهای خود می رود. زن برای هزارمین بار از خود می پرسد که چرا او و شوهرش خیلی کم با هم حرف می زنند و چرا او تمایلی ندارد در مورد ارتقای شغلی من بیشتر بداند: «من می دانم که او به من اهمیت می دهد و از پیشرفت من خوشحال می شود. هر وقت از او می پرسم آیا مشکلی وجود دارد، می گوید نه، همه چیز عالی است، اما به گمان من این طور نیست. در حقیقت، سکوت او به شدت بر رابطه ما تأثیر گذاشته. من احساس آزردگی، عصبانیت و گیجی می کنم

سکوت شاید بدترین مشکلی باشد که یک زوج خوشبخت می توانند با آن مواجه شوند. مشکلی که در نگاه خیلی ها مشکل به حساب نمی آید اما می تواند کیفیت زندگی را 50 تا 70 درصد کاهش دهد. اگر تازه ازدواج کرده اید و هنوز در دوران پر شر و شور نامزدی به سر می برید ممکن است خیلی با این موضوع درگیر نشده باشید اما این به معنی آن نیست که هیچ وقت با چنین مشکلی رو به رو نخواهید شد. پس لازم است قبل از رو در رو شدن با این مشکل آمادگی هایی را کسب کنید:

در آغاز رابطه، مرد بیشتر صحبت خواهد کرد تا خواسته های خود را اعمال کند. سپس، به تدریج، صحبت های او کمتر و کمتر می شود. اما زن هنگامی که با مردی احساس راحتی کند، بیشتر صحبت می کند. یکی از عمده ترین دلایلی که زنان و شوهرانشان در ارتباط برقرار کردن با همدیگر مشکل دارند این است که آنها تصورات متفاوتی از موضوع صحبت خود دارند. در ادامه سه شکایت رایج تری که زنان در این مورد دارند ذکر می شود.

 

در مورد احساساتش حرف نمی زند

برخی زن ها می گویند که نامزد یا همسرشان هنگامی که ناراحت یا افسرده اند صحبت نمی کنند. این سکوت برای زنان کشنده است، زیرا به فکر فرو می روند که چه مشکلی پیش آمده است. روان شناسان می گویند که این به طور طبیعی اتفاق می افتد. زیرا پسران و دختران در طول دوران رشد می آموزند که هیجاناتشان را به طور متفاوتی ابراز کنند. رابرت می هی، روانشناس، می گوید طی دوران رشد، دختران برای این که احساساتشان را بروز دهند تشویق می شوند و پسران می آموزند که این کار زنانه، بیهوده و بی نتیجه است. بنابراین، مردان با در خود فرو رفتن به این فکر می کنند که برای مواجهه با مشکل چه راهکارهایی وجود دارد.

 مرد تمایل دارد در مورد مباحث تکلیف محوری مثل فرستادن بچه ها به دانشگاه و افزایش مالیات و حقوق بحث کند. او نمی تواند به موضوعی بپردازد که نمی تواند بر آن تأثیر بگذارد

پیگیر حرف نمی شود و گفت و گو را ادامه نمی دهد

نوع گفت و گوی زنان که گفت و گوی آزاد است اغلب باعث می شود که مردان دنبال حرف را نگیرند. زنان به جزییات شخص علاقه مندتر هستند. آنها از شوهرانشان انتظار دارند در این نوع گفت و گو شرکت کنند، اما اغلب مردها نمی دانند چگونه می توانند این کار را بکنند برای مرد صحبت صمیمی به معنای حرف زدن از احساسات و جزئیات شخصی نیست. مرد تمایل دارد در مورد مباحث تکلیف محوری مثل فرستادن بچه ها به دانشگاه و افزایش مالیات و حقوق بحث کند. او نمی تواند به موضوعی بپردازد که نمی تواند بر آن تأثیر بگذارد.

با همه صحبت می کند جز من

برخی زن ها گله می کنند هنگامی که شوهرانشان از سر کار به خانه می ایند، به آنها می گویند حوصله صحبت کردن ندارند، چون خیلی خسته اند اما اگر همان موقع یک دوست با آنها تماس بگیرد، زمان زیادی با او صحبت می کنند. برای زن گفت و گو نشان دهنده دلبستگی، علاقه و محبت است. اما برای مرد گفت و گو کار است، زیرا آنها از آن برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران و بازگو کردن اطلاعات استفاده می کنند. در خانه آنها تمایل دارند آرامش داشته باشند و دوست ندارند بحث کنند. زنان و مردان به رغم دیدگاه های متفاوتشان، می توانند مشکلات ارتباطی شان را حل کنند.

 

* پس برای این که شوهرتان با شما درد دل کند این راهبردها را به کار گیرید:

 

 زمان مناسبی را برای گفت و گو انتخاب کنید

 این مسأله بسیار مهم است. شما ممکن است که بسیار علاقمند باشید که بعد از بازگشت از کار، با شوهرتان صحبت کنید، اما او در آن موقع نیاز به آرامش داشته باشد. پس بهترین راه این است که بعداً گفت و گو کنید.

 

در مقابل سکوت شوهرتان سکوت نکنید

 گاهی اوقات سکوت مرد باعث ایجاد احساس ناکامی و عصبانیت در زن می شود. برای اجتناب از این موقعیت، موقعی که شوهرتان پاسخ نمی دهد سکوت نکنید. به او بگویید: «می توانی به من بگویی چرا برای تو سخت است بگویی به چه فکر می کنی؟» اگر او باز هم پاسخ نداد، راحت از کنار سکوتش رد نشوید. به او بگویید تمایل دارید در مورد آینده صحبت کنید. او را متوجه کنید که شما انتظار شنیدن پاسخ دارید.

 

جزییات را بپرسید

 سؤالات دقیق بپرسید. این گونه سؤال نکنید که «امروز کار چطور بود؟» زیرا او می تواند در یک کلمه جواب بدهد که عالی بود یا افتضاح بود. در مقابل، از جزئیات کارش سؤال کنید. مشخص تر شدن سؤال باعث می شود که او با احتمال بیشتری به سؤال شما به طور جزئی و با دقت پاسخ بدهد.

 

مراقب اشاره های غیر کلامی تان باشید

اگر شما هنگام صحبت کردن کتاب ورق بزنید، کار را برای این که شوهرتان ساکت بماند آسان کرده اید. برای بهتر شدن گفت و گو سعی کنید حالت چهره تان خنثی باشد، بدنتان آرام و لحن صدایتان نه بسیار بلند باشد، نه بسیار آرام.

 

علائق مشترکتان را توسعه دهید

زوج هایی که همه توجهشان را بر بچه ها یا کارشان متمرکز می کنند اغلب در می یابند که بسیار کم با همدیگر صحبت می کنند. شرکت در فعالیت های متفاوت و جدید از جمله پیاده روی و مسافرت همراه با همسرتان باعث می شود که شما به مقدار بسیار بیشتری با همدیگر صحبت کنید.

هنگامی که شوهرتان صحبت می کند، به حرف های او توجه کنید و اجازه ندهید ذهنتان منحرف شود. مهارت های گوش فرا دادن فعال را به کار ببرید. چیزی را که شوهرتان می گوید به زبان خودتان بازگو کنید.

 

با دقت گوش دهید

 هنگامی که شوهرتان صحبت می کند، به حرف های او توجه کنید و اجازه ندهید ذهنتان منحرف شود. مهارت های گوش فرا دادن فعال را به کار ببرید. چیزی را که شوهرتان می گوید به زبان خودتان بازگو کنید. هنگام صحبت او مخالفت نکنید و وسط حرف هایش نپرید. گوش فرا دادن فعالی می تواند به او کمک کند تا راحت باشد.

 

منصفانه بحث کنید

اکثر زوج ها نمی دانند که چگونه بحث سالمی داشته باشند. بسیاری از مردان تلاش می کنند به طور کلی از بحث کردن اجتناب کنند، زیرا می ترسند که این بحث تبدیل به یک مشاجره توان فرسا شود. برای مقابله با این مسأله یاد بگیرید که سازنده بحث کنید. از به کار بردن الفاظ منفی، جملاتی که با «تو هرگز ...» یا «تو همیشه ...» شروع می شوند، ایجاد احساس گناه و دوباره مطرح کردن اشتباهات گذشته اجتناب کنید. در مورد این که اکنون چه احساسی دارید صحبت کنید و به نقشتان در بروز مشکل اشاره کنید. همه تقصیرها را به گردن شوهرتان نیندازید؛ حتی اگر فکر می کنید واقعاً در این مورد خاص او مقصر است.

 

بخش کلوب ازدواج تبیان

[ دوشنبه 6 تیر1390 ] [ 15:41 ] [ برادران عشقولانه ]

پیری برای جمعی سخن میراند،

لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار

خندیدند....

او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت
:


وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،

پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه
میدهید؟

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.

 


شنیدم که خدا به انسانی که در میان وسوسه هایش به دام افتاده بود خطاب کرد و گفت:

ما به تو از رگ گردن نزدیکتریم...

در شگفت ماندم که اگر این نزدیکی تو به دشمنانت است، پس نزدیکی ات به دوستانت چه اندازه خواهد بود!

[ سه شنبه 31 خرداد1390 ] [ 17:44 ] [ برادران عشقولانه ]

روشن است که: “به عمل کار برآید، به سخنرانی هرگز” بله، از حرف تا عمل فاصله ی بسیار زیادی وجود دارد! همه از این امر مطلع هستیم و بارها و بارها چنین عباراتی به گوشمان خورده است، اما تا چه حد در زندگی روزمره خود به آن بها می دهیم؟ هر فرد می تواند [و باید] دیگران را از روی کارهایی که انجام می دهند قضاوت کند نه از روی حرف هایی که بر زبان جاری می سازند.
کلمات دارای بار اجرایی بسیار پایینی هستند و این اعمال انسان هاست که نشانگر کلیت فردی وی می باشند! این روزها هوش اجتماعی عامه مردم ارتقا یافته و همه افراد به راحتی قادرند حقایق را دریابند، در اکثر موارد بر اساس کارهایی که دیگران در مقابلشان انجام می دهند - و نه حرف هایی که به زبان می آورد- />از خود عکس العمل نشان می دهند؛ و اما در مورد آقایون: باید گفت یک مرد واقعی کسی است که حرف هایش را به نقطه عمل می رساند. در ذیل بررسی اجمالی در این زمینه خواهیم داشت./>
در پاسخ به این سوال که: “چگونه می توانم تشخیص دهم که می توانم به او اعتماد کنم؟” باید همیشه به این نکته توجه داشته باشید: می توانید از روی کوچک ترین کارهایی که یک مرد انجام می دهد، به ژرف ترین خصوصیات اخلاقی او پی برده و متوجه نکات بسیار ریزی در مورد شخصیت درونی او شوید. دقت کنید که واکنش او در مقابل شما، خانواده تان، فرزندان، دوستان، حتی حیوانات و سایر کسانی که دوستشان می دارید چگونه است. با سرایدار چه برخوردی دارد؟ با باغبان و یا مغازه دار چطور؟
یک مرد واقعی زمانی حرفی را می زند که عمیقاً به آن اعتقاد داشته باشد و سپس به مثابه آن اقدام مقتضی بعمل می آورد. مرد واقعی، مرد خوب، مردرویایی همیشه حسن نیت خود را با اعمالش نشان می دهد. کشف حقیقت حاکم بر درون مردها کار ساده ای است، فقط کافیست برای چند هفته کلیه کارهایی را که انجام می دهد زیر ذره بین بگیرید و بعد از خودتان این سوال را بپرسید: آیا حرف و عملش یکی است؟ آیا واقعاً همان چیزی است که نشان میدهد؟ اعمالی که متعاقب حرف هایش از او سر می زند، تمام چیزی است که شما برای شناخت هر چه بهتر او لازم دارید و او به راحتی این اطلاعات را در اختیار شما قرار می دهد. حال چه خوب باشند چه بد.
تصور کنید به کسی قول می دهید کاری را برایش انجام دهید، زمانیکه اهمیت قائل نمی شوید و آنرا پشت گوش می اندازید، آیا تصور می کنید که با این کار علاقه ی خود را به او اثبات می کنید؟ البته که نه؛ اگر به اطرافیان خود اهمیت ندهید ، مرتباً سر آنها داد بزنید، و دائماً اشتباهاتشان را به رخشان بکشید و از ضعف هایشان سخن به میان آورید، نمی توانید ادعا کنید که عاشقشان هستید.
اگر واقعاً کسی را دوست دارید باید بتوانید با اشتباهات، شکست ها، و خطاهایشان کنار بیایید. نکته اینجاست که شما آنها را همانطور که هستند دوست می دارید، با همه ی خوبی ها و بدی ها. آنها را به خاطر موجودیت فردی شان دوست دارید، به خاطر چیزی که در قلب و روحشان دارند.
همه ما در زندگی خطا می کنیم، دچار اشتباه می شویم، و ممکن است در زمان های مختلف کارهای غیر عقلانی زیادی انجام دهیم ولی ماهیت درونی انسان ها به گونه ای است که در اکثر موارد این قبیل نقص ها و کاستی ها را جبران می کند. اشتباهات محدود و صادقانه قابل بخشش هستند. در عین حال باید توجه داشت که تکرار پیاپی یک اشتباه نشان از شخصیت درونی فرد دارد
حال چه خوب باشد چه بد.
زمانی که شما حرکات شخصی را برای مدت زمان مناسب تحت نظر می گیرید، در این حالت می توانید با توجه به کارها و اعمالش به “شخصیت غالب” او پی ببرید. به عنوان مثال اگر می خواهید ببینید آقایی، مرد ایده آل شما هست به راحتی می توانید کلیه کنش ها و واکنش های او را بررسی کنید. نباید با کلماتی که خلاف اعمالش هستند فریب بخورید و ساده لوحانه تصمیم گیری نمایید.
متاسفانه تعداد بسیار زیادی از افراد در طول زندگی خود به صورت کورکورانه به دام عشق اسیر می شوند. این افراد چشم خود را بر روی تمام حقایق عینی و ملموس می بندند و فقط دلشان را به حرف های آرمانی و خیالی طرف مقابل خوش می کنند. اگر می خواهید عاشق شوید، به اندازه کافی برای خود دلیل و مدرک بیاورید که فرد مناسب را انتخاب نموده اید و سپس دل خود را به اوهدیه کنید. هیچ گاه از هیچ نشانه ای سرسری و بی دقت عبور نکنید. مطمئن باشید که اگر با این شیوه زندگی کنید به موفقیت های بیشتری دست پیدا خواهید کرد. در این حالت می توانید عشق خالصانه ای در مقبال فردی که واقعاً شما را دوست می دارد داشته باشید. در غیر اینصورت شما آزاد هستید که به کارهایش توجه نکنید و با این اشتباه خودتان را در لبه پرتگاه زندگی قرار دهید.

منبع: مردمان

گردآوری : پایگاه اینترنتی پرشین وی

[ شنبه 21 خرداد1390 ] [ 10:19 ] [ برادران عشقولانه ]

همواره از شنیدن واژه “ازدواج”، موجی از شادی و هیجانات آن مثل، جشن، حلقه، نامزدی و …از ذهن ما می گذرد، امّا خوب، مراسم عروسی تنها مثل رویایی شیرین یک شبه تمام می شود و بعد از آن چیزی که بسیار مهم است کیفیت زندگی مشترک زوجین در روزهای آینده است. در اینجا با بهره گیری از جدیدترین تحقیقات، به ده نکته از ضرورترین مسائلی که هر کدام از دو طرف، قبل از ازدواج باید بدانند، اشاره می کنیم تا شما هم بی گدار به آب نزنید!

۱- نحوه تصمیم گیری

ازدواج به نوعی، رسیدن به یک تفاهم مشترک است که طی گفتگو و صحبت های فی مابین حاصل می شود، در این تبادلات کلامی در عمل نیز باید متعادل باشید، بنابراین قبل از ازدواج، با مطرح کردن افکار و تصمیم های خود، دریابید که طرف مقابل نیز در این موارد با شما هم عقیده است یا خیر؟. البته با صحبت، گفتگو و از همه مهم تر دقّت در شنیدن صحبت های طرفین ، بسیاری از این اختلافات نمایان و شاید هم قابل حل باشد.

۲ – وظایف در زندگی

در مورد نگاه خود به وظایف و زندگی مشترک، آشکارا صحبت کنید، بنا به وضعیت اجتماعی و اقتصادی متفاوت با دهه های گذشته، به نوعی شاید نتوان خیلی مرز مشخصی برای این وظایف و مسئولیتها تعیین کرد و ناخودآگاه باعث بروز مشکل در آینده می شود، بنابراین دیدگاه خود را قبل از ازدواج مشخص کنید.

۳ – فرزند در زندگی

در مورد علاقه به بچه دار شدن و تعداد آن به توافق برسید؟ فرزند، بخشی از زندگی مشترک است، از آنجاییکه هر فردی در این مورد و نحوه ی تربیت فرزندان خود، نظری متفاوت دارد و این مسئله خود به نوعی یکی از دلایل ایجاد تنش در کانون خانواده است، بنابراین قبل از ازدواج دیدگاهها و افکار خود را دراین زمینه با یکدیگر مطرح کنید و به توافق برسید.

۴ – عقاید و باورها

شاید با کمی آشنایی فکر کنید که گمشده ی خود را در زندگی پیدا کردید، امّا حقیقت این است که عدم شناخت عقاید دینی، باورها و ارزشهای طرفین، یکی از مهم ترین عوامل بروز چالش ها در زندگی زناشویی می باشد. صادقانه، قبل از ازدواج، عقاید، باورهای خود را بازگو و در عمل نشان دهید، چرا که با گذشت چندی از زندگی مشترک و به خصوص در تربیت فرزندان، عدم تفاهم در این مورد موجب بروز مشکلاتی می شود و شاید هم دیگر نتوانید یکدیگر را تحمّل کنید، البته همواره به یاد داشته باشید در

زندگی مشترک انعطاف پذیری و گذشت امری ضروریست.

۵ – حس مسئولیت و بودن در کنار خانواده

با خود کنار بیایید، یکی از پایه های لازم برای دوام زندگی زناشویی، وقت گذاشتن برای خانواده و بودن در کنارشان است. آیا به آن درجه رسیده اید که بتوانید تعطیلات آخر هفته را با همسر و فرزند خود سپری کنید؟ شاید از دید شما این مسئله خیلی مهم نباشد، امّا همسر و فرزندان آینده تان، از شما انتظار دارند که در تفریحات با آنها همراه باشید و حمایتشان کنید.

۶ – انتظارات

البته انتظارات و توقعات هر انسانی، به مرور زمان تغییر می کند، امّا نکته ی اساسی این است که هر دو طرف نیاز به احترام و توجه متقابل دارند، با گذشت و درک متقابل می توانید زندگی خود را متدوام کنید.

۷ – رابطه ی جنسی

شاید برایتان سخت باشد که با فرد مورد انتخاب خود قبل از ازدواج در مورد مسائل جنسی و مسائل آن سر صحبت را باز کنید، امّا از جهت اهمیت فوق العاده این مطلب در زندگی زناشویی، به تدریج و با زمینه چینی و در نهایت ادب، می توانید نظر یکدیگر را جویا شوید، چرا که عدم رضایت در روابط جنسی، عاملی ویران کننده برای ثبات زندگیست.

۸ – مسائل مالی

درمورد درآمد و هزینه های زندگی با یکدیگر مشورت کنید، چرا که چیزی نمی گذرد که با عدم توافق در این مسئله، کنترل زندگی از دستتان خارج شده و رو به زوال می رود. بنابراین درباره مخارج، کم کردن هزینه های غیر ضروری با یکدیگر برنامه ریزی کنید و افکار خود را بیان کنید.

۹ – صرف زمان با یکدیگر

در مورد چگونگی با هم بودن در اوقات فراغت یا یکدیگر صحبت کنید، شاید شما دوست داشته باشید آخر هفته در بستری گرم همراه با همسرتان به تماشای فیلم بپردازید و از لحظات با هم بودن لذّت ببرید، امّا ممکن است وی نظری متفاوت داشته باشد، این مسائل جزئی را شوخی نگیرید و هیچ گاه نگویید:”هرچه تو بگویی!”، چرا که به مروز زمان به دلیل عدم رضایت حس درونیتان، افسردگی روح شما را دربر می گیرد. بنابراین قبل از ازدواج با یکدیگر به توافق برسید.

۱۰ – اعتیاد، سیگار، الکل…

به عنوان آخرین مطلب ولی در عین حال مهم، به خاطر داشته باشید، دانستن و آگاهی از هر کدام از مصرف مواداعتیاد آور، سیگار، … در یکی از طرفین و با این آگاهی زندگی مشترک را شروع کردن، به معنای سر کردن و قبول وضعیت وی است. بنابراین قبل از ازدواج ضمن روراست بودن و تبادل نظر در این موارد، در صورت تصمیم قطعی برای ازدواج، باز هم با نگاهی عمقی به این مسئله فکر کنید تا بتوانید کنار بیایید.

 

منبع: تبیان

[ پنجشنبه 12 خرداد1390 ] [ 9:11 ] [ برادران عشقولانه ]

سؤال شما که در مورد شریک زندگی است، نشانه فهم خود شما نسبت به زندگی و نقش مؤثر زوج ها بر سعادت و یا شقاوت همدیگر است. بسیاری از زوجهایی که کارشان با مشاجره، طلاق و… کشیده شد به ملاک های انتخاب همسر، تحقیق، گفتگو و بررسی های زمینه های مشترک و متفاوت همدیگر اهمیت نداده اند. امیدواریم که با بیان مطالب زیر و در ضمن آن پاسخ به هر دو پرسش شما توانسته باشیم راه گشای شما باشیم.

ملاک های انتخاب همسر

الف. ملاک های اساسی و کلیدی: برخی از ملاک های ازدواج ملاک های اساسی برای ازدواج هستند از جمله آنها:

۱٫ تدیّن و ایمان.

۲٫ اخلاق نیکو.

۳٫ شرافت و اصالت خانوادگی.

۴٫ عقل. این ملاک ها نقش مهمی در ازدواج دارند به عنوان مثال می توان نقش آنها را به پی و فنداسیون ساختمان تشبیه کرد و روشن کرد که خانه بدون پی و شالوده دوام نخواهد داشت: شخصی نزد یکی از معصومین ـ علیهم السلام ـ آمد وگفت برای دخترم خواستگار آمده چه کنم امام فرمودند ببیند ایمان و اخلاق خوب دارد. اگر دارد دخترت را به او بده آری کسی که ایمان دارد در زندگی مشترک خود سعی دارد همیشه دستورات خدا را اجرا کند از ظلم به شریک خود پرهیز کند. و اگر همسرش دچار اشتباه و خطایی شد بخاطر خدا گذشت و صبر می کند شخص با ایمان ازدواج را امر مقدسی می داند که با آن ایمانش را حفظ کرده است. در روایت داریم کسی که برای مال کسی با او ازدواج کند خداوند او را به حال خودش وا می گذارد و اگر فقط بخاطر زیبایی اش با او ازدواج کند از او ناخوشایند خواهد شد و اگر به خاطر دین و ایمانش با ازدواج کند خداوند همه آن (امتیازات) را برایش فراهم خواهد کرد.[۱]

ب) ملاک های فرعی ازدواج: ملاک های فرعی ازدواج بسیار مهم اند ولی درجه اهمیت آنها به اهمیت ملاک های اصلی و کلیدی نمی رسد کار آنها مثل دیوارهای ساختمان است که بر روی پی (ملاک های اصلی) قرار می گیرند برخی از این ملاک های فرعی از این قرار است. ۱٫ سلامت جسم و روح. ۲٫ زیبایی ۳٫ تحصیلات. ۴٫ کفو و همتایی زوج ها.[۲]

همتایی و تناسب: در امر ازدواج رعایت همتایی و تناسب بسیار اهمیت دارد. علت عمده بیشتر ناهنجاریها و آشوبزدگیهای زندگی خانواده «عدم تناسب» و «ناهماهنگی» بین زن و شوهر است پس باید با تحقیق از دوستان، هم کلاسی ها، همسایه ها، اقوام و… مشورت و مشاوره ازدواج و گفتگوهای تلفنی و حضوری و مکاتبه (که اگر به قصد ازدواج باشد و با هماهنگی والدین زوج باشد بودن اشکال است) سعی شود تناسب و هماهنگی های دو زوج بررسی شود هر قدر تناسب و هماهنگی بیشتر باشد در زندگی آینده تفاهم بیشتری وجود خواهد داشت و اگر هماهنگی بسیار اندک است بهتر است که ازدواج شکل نگیرد بودند بسیاری از پسرها و دخترها که تنها با چند جمله شیفته هم شدند و پس از چند صباحی اختلافاتشان آشکار گشت و سر از طلاق در آوردند.

دو زوج در چه چیزهایی باید تناسب داشته باشند.[۳]

۱٫ همتایی ایمانی و دینی: البته اگر کسی از خود مطمئن باشد و بداند که با ازدواجش می تواند یک غیرمتدین را دیندار کند درست او را بگیرد خود از دین به بیراهه نرود می توان با غیرمتدین ازدواج کند.

۲٫ همتایی در فرهنگ.

۳٫ همتایی در اخلاق.

۴٫ همتایی در تحصیلات.

۵٫ همتایی جسمی و جنسی (یکی سردمزاج نباشد یکی خیلی گرم مزاج یا یکی قوی و بلند نباشد یکی خیلی کوتاه و ضعیف)

۶٫ همتایی در سن (بهتر است اختلاف ۵-۴ سال باشد)

۷٫ تناسب در مال (خانواده یکی ثروتمند نباشد یکی فقیر در این ازدواج خانواده فقیر در رنج خواهد بود. امّا نسبت به خود جوان، اگر مشغول کار باشند و درآمد متوسطی داشته باشند مشکل ساز نیست اغلب زوج های جوان در شروع زندگی با این مشکلات روبرو هستند (درآمد پایین، مسکن اجاره ای و…) که این با پشتکار و تلاش و توکل به خدا حل می شود آنچه مهم است این است که نباید آنقدر انتظار بالا داشته باشیم و نه اینکه رضایت دهیم بدون داشتن هیچ کاری ازدواج سر بگیرد.

۸٫ تناسب خانوادگی (هر دو خانواده از لحاظ روحی، اخلاقی جسمی، عقلی تناسب داشته باشند.)

۹٫ تناسب سیاسی.

۱۰٫ تناسب اجتماعی (اینگونه نباشد که یکی فقط دوست داشته باشد در منزل باشد از اجتماع دور باشد به کارهای فکری تمرکز داشته باشد و دیگری دوست داشته باشد با همه رفت و آمد کند اهل بگو و بخند باشد و…

۱۱٫ تناسب در زیبایی:[۴] توجه به توازن و تناسب در زیبایی صورت، اندام و قیافه ظاهری بسیار مهم است اگر یکی خیلی زیبا و خوش اندام باشد و دیگری زشت صورت و بدنام احتمال به وجود آمدن ناراحتی و مشکل برای هر دو و عقده ای روانی و عقده محرومیت جنسی و انحراف و بی عفتی و حسرت برای فرد زیبا وجود دارد.

فریب احساسات زودگذر: در برخی از ازدواج های ناموفق می بینیم که یکی بخاطر احساساتش سریع تصمیم گرفته مثلاً همسری که زیبایی ظاهری خوبی داشته با خود گفته خوب نیست آن طرف مقابلم ناراحت مشکل جسمی و نازیبایی خود باشد و این افراد البته می گویند بخاطر خدا نه هوس با او ازدواج می کنم اما پس از ازدواج وقتی زندگی ای مشترک آنها شروع می شود و واقع بینانه تر به زندگی نگاه می کنند از تصمیم خود منصرف می شوند و شروع به ناسازگاری می کنند اگر این تناسب ها رعایت شود دیگر این مشکلات به وجود نمی آیند. البته نمی گویم که غیرممکن است که فرد از ایمان بسیار قوی (دقت شود ایمان بسیار قوی باز هم تکرار می کنم ایمان قوی) برخوردار باشد ممکن است واقعاً بتواند پس از ازدواج با یک نفر از خودش از نظر زیبایی بسیار فاصله دارد ازدواج کند و بخاطر خدا تا آخر عمر هم دم نزند[۵] (ایمان همراه زیبائی نسبی مناسب است).

معدل گیری: در ازدواج موفق انسان نباید از ملاک های کلیدی کوتاه بیاید یعنی حتماً همسرش را واجد آن ملاک های بداند اما نسبت به غیر آنها معدل گیری کند یعنی با در نظر گرفتن همه ملاک ها به او نمره بدهد که آیا او متناسب با من است یا نه اگر بود جواب مثبت بدهد.

یک طرفه نرویم: در مورد ازدواج نباید انتظار داشته باشیم فقط طرف مقابل ما صفات بسیار عالی داشته باشد بلکه باید خود را نیز در نظر داشته باشیم و تناسب ها را نسبت به خودمان بسنجیم.

عشق مجنون:[۶] گاهی ایمان و صفات خوب یک نفر آن قدر جلوه دارد که روی نازیبایی او را می گیرد یعنی معدل او مثلاً ۱۸ است چون در زیبایی ۱۲ گرفته امّا در بقیه صفاتش نمرات بالایی گرفته این معدل بالا روی این زیبایی کمتر را می پوشاند از مجنون اشکال گرفتند که چرا به لیلی که زیاد هم زیبا نیست دل بسته ای و شیدای او شده ای مجنون گفت لیلی مثل کوزه پر از شراب (صفات نیکو و سیرت های باطنی عالی است) عشق نوشیدن جرعه جرعه از صفات عالی او مرا مست خودش کرده است نه صورت ظاهری او شما در واقع از این کوزه تنها شکل سفالی آن را می بینید و از درون و باطن آن بی خبرید (اگر بر دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی)

نکته پایانی: در ازدواج باید به نکات اصلی بسیار اهمیت بدهیم و نکات دیگر اگرچه مثل معیارهای کلیدی نیست امّا نمی توان از آنها نیز غافل بود ولی نباید ملاک های فرعی را به عنوان اصل نگاه کرد به عنوان مثال نباید به زیبایی به عنوان یک معیار اصلی نگاه کرد[۷] چرا که زیبایی در سن جوانی باقی می ماند و با زوال آن نیز زندگی رو به سردی پیدا می کند ولی ایمان و اخلاق نیکو تا ابد پایدار است. در انتخاب همسر نباید به یک بعد نگاه کردن باید بین صفات او معدل گیری کنیم اگر که معیارهای اصلی او معدل او را بالا کشید به نظر مورد مناسبی برای ازدواج می باشد[۸] (چرا که اغلب از نظر زیبایی متوسط هستند عده ای خیلی کم یا خیلی بدقیافه اند یا خیلی زیبا) گاهی ممکن است فردی دیگر پیدا شود که معیار اصلی (ایمان، عفت، اخلاق) را نداشته باشد ولی زیبایی اش بالا باشد که این فرد شایسته همسری را ندارد چون معیار اصلی اخلاق و ایمان را ندارد.

 

سايت تنظيم خانواده

[ سه شنبه 3 خرداد1390 ] [ 8:46 ] [ برادران عشقولانه ]

ازدواج با تمام اتفاقات مثبتی که به زندگی شما سرازیر می کند، گاهی سردرگمی هایی را به وجود می آورد که هیچ وقت در دوران تجرد با آن مواجه نشده بودید. این که چطور با کسی که قرار است نزدیک ترین فرد در زندگی شما باشد، برخورد کنید؟ چقدر به او نزدیک شوید؟ چطور پایه های زندگی تان را محکم کنید و ...


پاسخ برخی از این سوال ها را وقتی می گیرید که زندگی تان را زیر یک سقف شروع کنید و بی پرده با خصوصیات رفتاری هم آشنا شوید، اما بخش مهمی از آن را باید در دوران نامزدی و حتی قبل از آن یاد بگیرید:

1- خوب ببینید:

همیشه نسبت به همسرتان نگرشی متکی بر سه عنصر مثبت داشته باشید:

1) او را به عنوان فردی با ارزش و برخوردار از کرامت انسانی بپذیرید.

2) او را فردی مستعد کمال و تحول بدانید.

3) علاقه مند به پیشرفت و ترقی او باشید.

با چنین بینشی، درهای روی نوآوری و رشد را به زندگی تان باز کرده اید و می توانید امیدوار باشید که در آینده زندگی پرتکاپو و سرزنده ای خواهید داشت.

2- مثبت باشید:

زندگی مشترک کاری ندارد که شما تازه عروس و داماد هستید یا به اندازه پدر و مادرتان تجربه دارید. مشکلاتی که پیش روی هر دو شما قرار می گیرد به یک اندازه است. بنابراین سعی کنید همیشه با نگاه مثبت جلو بروید تا بتوانید مشکلات را پشت سر بگذارید.

3- به هم توجه کنید:

در رفتارهای همسرتان دقیق شوید تا بتوانید در مدت کوتاهی فهرستی از علایق و تمایلات او را به دست آورید. با این کار هم می توانید به همسرتان نزدیک تر شوید و هم موضوعات بیشتری برای ابراز علاقه به او پیدا کنید.

4- مهربان باشید:

سعی کنید به راه های مختلف علاقه خود را به همسرتان نشان دهید و البته مراقب باشید این ابراز علاقه شکل تکراری به خود نگیرد. برای این کار دو راه پیش رو دارید؛ ابراز علاقه کلامی و عملی. با گفتن کلمات محبت آمیز، تحسین او در جمع و در خلوت، تشویق و اعتماد به نفس دادن به او و... علاوه بر این می توانید با محبت فیزیکی، خرید هدیه، وقت گذاشتن برای او، تفریح های دو نفره و ... به شیوه عملی محبتتان را نشان دهید.

5- مقایسه ممنوع!

به محض این که تصمیم گرفتید با کسی ازدواج کنید، دیگر تمام گزینه های ازدواج قبلی و گزینه های آینده را از ذهنتان دور کنید و به هیچ عنوان به کسی به جز همسرتان فکر نکنید. هرگز او را با دیگران مقایسه نکنید و سعی نکنید ایرادهایش را با مثال زدن از افراد دور و بر، دوستانش و زنان و مردان دیگر به او یادآوری کنید.

6- خوب بشنوید:

در گفتگو با همسرتان سراپا گوش باشید، کاری به جز گوش دادن انجام ندهید، خنثی نباشید و به گفته هایش عکس العمل نشان دهید تا متوجه شود که برایتان اهمیت دارد.

7- حق من، حق تو:

تصمیم گیری در زندگی مشترک یک اتفاق دو طرفه است. بنابراین برای او حق مشورت، حق انتخاب و حق تاثیرگذاری قائل شوید.

8- راز دار باشید:

همسر شما قرار است نزدیک ترین شخص دنیا به شما باشد. بنابراین باید بتواند روی رازداری شما حساب کند. مطمئن باشد که مسائل و مشکلات زندگی تان جایی درز نمی کند و اتفاقات مهم زندگی بین خودتان دو نفر حل و فصل می شود.

9- سکوی پرتاب:

بال پرواز همسرتان باشید. لازم نیست جور او را بکشید اما می توانید در فعالیت هایی که دارد طوری عمل کنید که حس کند به پیشرفتش علاقه مندید و اگر لازم باشد سکوی پرتاب او می شوید.

10- با خانواده او باشید :

بخشی از برنامه های خود را به خانواده همسرتان اختصاص دهید. به آنها سر بزنید، از آنها احوالپرسی کنید و نشان دهید که برایشان احترام و ارزش قائلید.

11- بند نشوید:

به جای آن که در صدد تملک کامل همسرتان باشید، به محبت سالم و منطقی اکتفا کنید. نگذارید همسرتان حس کند با ازدواج با شما فضای شخصیش را از دست داده است.

12- همکار باشید :

پشت همسرتان را خالی نکنید و با تقسیم بندی کارها به زنانه و مردانه سعی نکنید که او را در انجام کارها تنها رها کنید. حداقل می توانید یک گوشه کوچک از کار را بگیرید تا احساس کند همیشه در کنارش هستید.

                                                                                                              

                 

                                                                                                         فاطمه ایماني

بخش کلوب ازدواج سايت تبيان

[ سه شنبه 13 اردیبهشت1390 ] [ 9:44 ] [ برادران عشقولانه ]

پدران و مادران ما وقتی عروس و دامادهای امروزی را می بینند، متوجه بعضی باورهای افراطی در آنها می شوند که معتقدند جایگزین باورهای قدیمی زمان خودشان شده اند که ممکن است از نظر شما باورهای تفریطی به نظر برسند. یعنی اگر در گذشته خیلی زیاد به نقش والدین در ازدواج توجه می کردند، این روزها دختران و پسرانی را ببینند که از آن طرف بام افتاده اند و بدون در نظر گیری نقش والدین ازدواج می کنند. به عبارتی هر دو از خط تعادل به دور بوده اند.


 

 

اگر فکر می کنید والدین شما و هم نسل های آنها که تنها رسوم دوران خودشان را قبول داشته اند، اشتباه فکر می کنند، باید بگوییم که حق با شماست. اما این به معنی آن نیست که دختر و پسرهای هم نسل شما درست فکر می کنند. از آن طرف بام افتادن، شروع دردسرهای جدیدی است که هیچ کدام از آن خبر ندارند. بد نیست چند مورد از این باورها را با هم مرور کنیم:

 

ما همدیگر را دوست داریم، پس نیازی به خانواده هایمان نداریم.

متاسفانه بسیاری از افراد حد وسطی برای ارتباط برقرار کردن با اطرافیان و نزدیکان ندارند. احتمالاً شما هم در اطرافیان خود خانواده هایی را پیدا می کنید که در ایجاد مرز بین خانواده  خود و نزدیکان ناموفق بوده و در نتیجه به دیگران اجازه دخالت در زندگی شان را داده اند. در نقطه مقابل و در نسل جدیدتر و به ویژه جوان های امروزی همسرانی وجود دارند که طرز فکری کاملاً متفاوت و به نوعی مخالف در این زمینه دارند.

 

برنامه ریزی برای حل مشکلات غالباً بدون کمک والدین امکان پذیر نیست. اما باید گفت این مورد، تنها یک نکته کوچک و محدود محسوب می شود. مساله اصلی در این زمینه این است که باور غیرمنطقی دوری و جدا شدن افراطی از خانواده ها

و والدین در غالب اوقات نمایانگر عصبانیت جوانان از والدین شان است؛

 عصبانیتی که کمتر اجازه بروز و بیان پیدا کرده است

معمولاً شدیدترین حالت این طرز فکر زمانی است که خانواده ها به دلایلی با ازدواج این دو جوان مخالفند. در این شرایط همسران جوان تصور می کنند، علی رغم وجود مخالفت خانواده ها، می توانند با همدیگر ازدواج کرده و زندگی خوبی داشته باشند و البته بعد از ازدواج نیز برای به نمایش گذاشتن استقلال و قدرتشان با ارتباط شان را با خانواده ها قطع کرده یا به حداقل می رسانند.

اولین مشکل این روش، مشکلات اقتصادی است. بعد از ازدواج نیز این مسائل دست از سر همسران جوان بر نمی دارد. کنار آمدن با این مسائل یا برنامه ریزی برای حل مشکلات غالباً بدون کمک والدین امکان پذیر نیست. اما باید گفت این مورد، تنها یک نکته کوچک و محدود محسوب می شود. مساله اصلی در این زمینه این است که باور غیرمنطقی دوری و جدا شدن افراطی از خانواده ها و والدین در غالب اوقات نمایانگر عصبانیت جوانان از والدین شان است؛ عصبانیتی که کمتر اجازه بروز و بیان پیدا کرده است.

زمانی که افراد از خانواده های خود فاصله زیادی می گیرند و البته با این کار خود را از استفاده از تجارب استثنایی نسل قبل محروم می کنند، معمولاً بعد از مدتی عصبانیت ها و دلخوری ها تا حدی تعدیل می شود و آن وقت که روابط همسران می تواند با مشکلاتی جدی روبرو شود.

به جای چنین برخوردهای افراطی و غیرمنطقی ای بهتر است با داشتن برنامه ای مشخص و ایجاد مرزهای منطقی برای خانواده، روابط خود با نزدیکان و والدین را تنظیم کنیم تا در عین حال که از تجارب آنها می توانیم استفاده کنیم و با حمایت عاطفی، روانی و اقتصادی آنها زندگی بهتری داشته باشیم، از دخالت آنها نیز تا حد امکان جلوگیری نماییم.

 

عده ای از جوانان تصور می کنند که برعکس والدین شان که معمولاً در نسل قبل خود را در بسیاری از موارد سانسور می کردند، آنها باید هر آنچه را به نظرشان می رسد بیان کنند. نتیجه این تصور معمولاً در دراز مدت روی اعتماد متقابل طرفین اثر منفی می گذارد و دلخوری های اضافه ای را با رابطه

همسران تحمیل می کند

 

احساس نزدیکی در زندگی مشترک یعنی بیان همه چیز به همسر.

بعضی افراد تصور می کنند وقتی با کسی احساس نزدیکی زیادی می کنند اجازه دارند هر زمان که دلشان بخواهد هر چیزی را که به ذهنشان می رسد بیان کنند. این طرز فکر هم معمولاً از آنجایی نشات می گیرد که شنیده اند روان شناسان توصیه می کنند افراد خواسته ها و احساسات خود را بیان کنند.

 اما معمولاً این دسته از افراد نکات مربوط به طرز بیان و زمان و موقعیت گفتن بعضی از مسائل را کمتر در نظر دارند. به عنوان مثال خانم تصور می کند اگر رفتار یکی از نزدیکان نامزدش باعث دلخوری او شده، او حق دارد با هر بیانی که می خواهد این مساله را در هر زمانی بیان کند. مثلا بگوید من از طرز صحبت کردن خواهرت هیچ خوشم نمی آید، شرمنده اما خیلی بی کلاس صحبت می کند.

یا آقایی ممکن است تصور کند چون با نامزدش خیلی احساس راحتی می کند حق دارد با هر بیانی از او انتقاد کند. به عنوان مثال می گوید وقتی این لباس را می پوشی عین کوزت می شوی!

گاهی اوقات افراد با تصور اینکه با همسرشان احساس نزدیکی زیادی می کنند، مسائلی از زندگی شخصی و گذشته خود را که لزومی ندارد با همسرشان در میان می گذارند و همین بیان مسائل، ممکن است باعث ایجاد مشکل و یا سوء تفاهم در طرف مقابل شود.

باید گفت هر دو شکل بیان مسائل بدون در نظر گرفتن همه جوانب آن، نه تنها رفتاری بالغ و متناسب با افراد بزرگسال نیست که رفتاری بسیار کودکانه است.

متاسفانه عده ای از جوانان تصور می کنند که برعکس والدین شان که معمولاً در نسل قبل خود را در بسیاری از موارد سانسور می کردند و مسائلی را از همسرشان مخفی می کردند، حالا آنها باید هر آنچه را به نظرشان می رسد بیان کنند. نتیجه این تصور معمولاً در دراز مدت روی اعتماد متقابل طرفین اثر منفی می گذارد و دلخوری های اضافه ای را با رابطه همسران تحمیل می کند.

 

در اختلاف های زندگی، مشخص کردن مقصر بعد از مدتی به مسابقه تعیین مقصر تبدیل می شود. یک بار آقا تمام تلاش خود را می کند که برنده باشد و یک بار خانم که دفعه پیش بازنده بوده، تمام تلاش خود را می کند تا

به هر طریقی برنده باشد!

 

اگر مشکلی در رابطه پیش می آید باید حتماً با صحبت و گفتگو موضوع را حل کنیم.

در نسل قبل وقتی مشکلی پیش می آمد، معمولاً همسران خیلی روی آن تمرکز نکرده و سعی می کردند از کنار مشکلات عبور کرده و اجازه دهند که با مرور زمان مسائل حل و فصل شود. ایرادی که این روش داشت آن بود که در بسیاری از اوقات مشکلات به مرور زمان حل و فصل نمی شدند بلکه فقط برای مدتی فراموش شده و به محض تحریک دوباره، سر باز کرده و مشکلات تشدید می شد.

اما در نقطه مقابل عده ای از همسران که معمولاً هم از نسل جدید هستند تصور می کنند هر مشکل یا سوءتفاهمی که با همسرشان پیدا می کنند باید با صحبت و گفتکو مسائل را حل کنند. البته تعداد زیادی از این افراد تصور می کنند که قدم اول حل این مشکلات، مشخص کردن مقصر است تا به این وسیله فردی که مقصر است کار اشتباه خود را جبران کند.

صرف گفتگو و صحبت کردن همسران با همدیگر اتفاقی خوب و مثبت است اما ایراد اول این قضیه زمانی است که برای تمام مشکلات تنها همین یک راه در نظر گرفته می شود. برای برخی مشکلات، هر چند تعدادشان کم است، راه مناسب، دادن فرصت است تا مشکل از شدت و حرارت اولیه خود فاصله بگیرد.

ایراد دوم این قضیه، اصرار بر مشخص کردن مقصر است. اگر شما این عادت را تا حدی دارید و کمی دقت کنید، حتماً متوجه این نکته شده اید که این مشخص کردن مقصر بعد از مدتی به مسابقه تعیین مقصر تبدیل می شود. یک بار آقا تمام تلاش خود را می کند که برنده باشد و یک بار خانم که دفعه پیش بازنده بوده، تمام تلاش خود را می کند تا به هر طریقی برنده باشد!

 

اما راه حل چیست؟ اولین قدم یادگیری اصول اولیه گفتگو مانند گوش دادن فعال، بیان احساسات و... است. نکته دوم این است که برای شروع کار، بهتر است این صحبت کردن در مورد مشکلاتی که به ویژه حساس هستند، با حضور فردی بی طرف صورت بگیرد. و نکته سوم اینکه فراموش نکنید که بعضی مشکلات با گفتگو قابل حل کردن نیستند.

 

كلوپ ازدواج سايت تبيان

[ شنبه 10 اردیبهشت1390 ] [ 8:17 ] [ برادران عشقولانه ]

اعتماد متقابل 

         
قطعا یکی از مهمترین عواملی که باعث استحکام زندگی مشترک می شود، داشتن اعتماد متقابل میان زن و شوهر است. اعتماد به معنای این است که به تعهد همسر خود در زمینه اخلاقی، رفتاری و ارتباطی و ... ایمان داشته باشیم و با آرامش خاطر در کنار او زندگی کنیم.
متأسفانه امروزه به علت برخی تغییرات در روش انتخاب همسر(مانند انتخاب های نسنجیده در فضای خارج از خانواده، دوستی ها و ازدواج های اینترنتی، عدم رعایت اصول اخلاقی در ارتباطات قبل از ازدواج و...) باعث از بین رفتن این حس میان برخی از همسران شده است.
یعنی علی رغم اینکه دختر و پسر با هیجان زیاد برای ازدواج با هم اقدام کرده و حتی به شدت خانواده ها را برای حصول نیت خود تحت فشار قرار می دهند، اما به علت گذشته ای که هر دو و یا یکی از آنها داشته اند و همچنین عدم رعایت اصول لازم در دوران دوستی، اعتماد و اطمینان لازم را نسبت به یکدیگر از دست می دهند.
این امر خود سرآغاز راهی است که موجب ناپایداری در زندگی مشترک شده و جایی برای اعتماد باقی نمی ماند. در هر حال توجه به این اصل مهم در دوران عقد بسیار مهم و مؤکد است و لازم است که طرفین در امر انتخاب همسر اصول و شرایط لازم را در نظر بگیرند تا دچار این نوع احساسات و افکار منفی نشوند.

اعتماد به معنای این است که به تعهد همسر خود در زمینه اخلاقی، رفتاری و ارتباطی و ... ایمان داشته باشیم و با آرامش خاطر در کنار او زندگی کنیم

احساس رضایت مندی

منظور از احساس رضایتمندی این است که زن و مرد از انتخاب یکدیگر راضی باشند؛ یعنی هر چه از مدت ارتباط، شناخت و زندگی شان در دوران نامزدی و عقد و سپس ازدواج رسمی شان بگذرد، بیشتر از انتخاب خود راضی و خشنود بوده و هر چه پیش می رود بیشتر به این نتیجه برسند که این فرد همان کسی است که می توانسته مرا خوشبخت کند و حتی اگر امکان بازگشت به زمان عقب تر(پیش از ازدواج) را داشت، مجددا همین فرد را به همسری بر می گزید.
به طور قطع این هدف جز از طریق شناخت صحیح و درست و منطقی در جلسات آشنایی و خواستگاری، انجام تحقیقات دقیق و همه جانبه از یکدیگر و داشتن ارتباطات و رفت و آمد کافی با طرف مقابل و خانواده وی، امکان پذیر نمی باشد. هر چه درجه شناخت ما از طرف مقابل بیشتر شود، به نقاط تفاهم و سازگاری بیشتری دست یافته و میوه این تلاش دقیق را بعد از ازدواج خواهیم چید.

دست یافتن به آرامش

مهم ترین نیازی که بر اثر ازدواج تأمین می شود، نیاز به آرامش و احساس امنیت و آسودگی است این نیاز که در سرشت آدمی ریشه دارد، چنان مهم است که خداوند در بیان فلسفه ازدواج می فرماید: «از آیات و نشانه های خداوند این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی قرار دادیم تا در کنار آنان آرامش یابید»(سوره روم آیه 21).
بنابراین، همسر موجب آرامش و امنیت خاطر زن و مرد قرار داده شده است. در اوایل جوانی احساس تنهایی، بیهودگی و نداشتن پناهگاه انسان را فرا می گیرد.

ازدواج و قرار گرفتن در کنار همسری شایسته و دلسوز این احساس را از بین می برد و او را به آرامش روحی میرساند. این احساس آرامش به ثبات فکری و روحی، وقار، احساس ارزشمند بودن و لذت می انجامد.
در واقع دست آفرینش نوعی کشش درونی میان زن و مرد به ودیعت نهاده تا هر کدام در سنین خاص خواهان یکدیگر شوند و اضطراب وپریشانیشان از طریق ازدواج به سکونت و آرامش تبدیل گردد.
- پاسخ به نیازهای فیزیولوژیک

یکی از موضوعات غیر قابل انکار در زندگی زناشویی آن است که زن و مرد به ارضای نیازهای فیزیولوژیک و غریزی یکدیگر توجه داشته باشند. البته این مسأله بسیار حائز اهمیت است که تا زمینه های لازم مهیا نشود، این ارتباط نیز کارکرد طبیعی خود را نخواهد داشت.
برای مثال همسرانی که رابطه گفتاری و رفتاری مساعدی با یکدیگر ندارند، حرمتها را حفظ نمی کنند، به خواسته ها و نیازهای مهم هم توجه ندارند و به طور کلی در مهارتهای زناشویی ضعیفند مسلما در کیفیت و کمیت رابطه جنسی شان نیز با مشکلات متعددی مواجهند.
بنابراین توجه به این معیار نیز در دوران عقد بسیار مهم و حائز اهمیت است.


شادکامی


به طور قطع یکی دیگر از اهداف مهم ازدواج این است که طرفین به احساس شادکامی برسند و حداقل اگر شادکامی و نشاط شان از زندگی تجردی بیشتر نشود، کمتر هم نشود. به طور قطع شاد کردن دیگران به خصوص همسر یک مهارت و توانایی است و کسی که وارد زندگی مشترک می شود باید تلاش خود را در جهت آن انجام دهد. البته باید به این مسأله توجه کرد که برای شاد کردن همسر باید به دو مؤلفه توجه داشت:
- شناخت ویژگی های کلی جنس مخالف(یعنی آشنایی کلی با دنیای زنان و مردان)
- شناخت ویژگی های منحصر به فرد همسر

برای رسیدن به هدف اول لازم است که قبل از ازدواج یک جوان با روحیات جنس مقابل خود، توانایی ها، گرایش ها درخواست ها و ... او آشنا شود. مثلا یک مرد باید بداند که زنان تمایلی ندارند که از روی رفتار و یا به طور تلویحی متوجه عشق و توجه همسرشان بشوند و یک زن هر قدر هم که به عشق و تعلق خاطر شوهر خود ایمان داشته باشد اما باز هم تمایل دارد که همسرش به طور کلامی و رفتاری ابراز محبت و علاقه کند.
برای رسیدن به هدف دوم نیز لازم است هر کدام از شما با کمی ریز بینی و نکته سنجی بیشتر، علایق، گرایش های و ترجیحات همسرش را بشناسد.
تهیه هدیه، به سفر رفتن، خوش خلقی و حفظ احترام، احترام به اقوام یکدیگر و ... از جمله مواردی است که باعث ایجاد شادکامی میان همسران می شود.

و در نهایت اگر شما جوانی هستید که در دوران عقد به سر برده و به طور کلی در این ده معیار ذکر شده به یک اطمینان لازم رسیده اید و مشکل خاصی را مشاهده نمی کنید، می توانید تا حد زیادی مطمئن باشید که با موفقیت وارد زندگی مشترک خواهید گذاشت و انتخابتان درست بوده است. اما به این مسأله هم توجه کنید که بررسی تنها این ده معیار کافی نیست و باید با کمک مشاوره های حضوری و مطالعه کتب مرتبط، به بررسی دقیق تری بپردازید.

 

گردآوری : پایگاه اینترنتی پرشین وی

[ سه شنبه 6 اردیبهشت1390 ] [ 8:39 ] [ برادران عشقولانه ]
... تا به اینجا پیش رفتیم که خانواده قرار ملاقاتی با هم بگذارند تا فرصتی برای آشنایی طرفین فراهم شود. بسیاری از خانواده ها در همین فرصت شرایط صحبت دو نفره دختر و پسر را هم مهیا می کنند و برخی بهتر می بینند تا در میان جمع دختر و پسر با یکدیگر آشنا شوند و صحبت اختصاصی را به بعد موکول کنند.

 

در جلسه ابتدایی صحبت، باید پیرامون مسائل کلی و پیدا کردن تصویری عمومی و کلی از طرف مقابل به بررسی پرداخت.لذا توصیه می کنیم هر دو نفر صحبت را از تشریح بیوگرافی خود  شروع کنند. بیوگرافی می تواند شامل وضعیت شغلی، وضعیت تحصیلی، تعداد اعضای خانواده، سابقه شغلی و تحصیلی، ویژگی های بارز شخصیتی و اعتقادی باشد. در این بین هر چه اطلاعات ارائه شده توسط هر شخص ریزتر و کامل تر باشد، بهتر است.

 

موضوع های کلی دیگری که می تواند در نظر قرار گیرد میزان تمایل به حضور اجتماعی، انتظارات کلی طرفین از زندگی آینده، و اهداف کلی زندگی باشد. همچنین هر گونه مطلب یا موضوعی که برای طرفین نقش حیاتی داشته و تصمیم ادامه آشنایی به آن منوط می شود باید در جلسه ابتدایی صحبت مطرح شده و پاسخی جهت آن دریافت گردد. مثلا اگر موضوع اشتغال برای دختر خانم و یا سکونت در مکانی خاص برای آقا پسر از الویت هاست و در تصمیم گیری نقش حیاتی دارد باید در این جلسه مطرح گردد.

خواستگاری در خارج از منزل و پنهان از دید خانواده ها نمی تواند اطلاعات گسترده و وسیعی را به دختر و پسر ارائه دهد.

 

علاوه بر صحبت های دو نفره باید آداب معاشرت دو خانواده و علائم رفتاری که حاکی از فرهنگ آنهاست مورد نگاه دقیق قرار گیرد. به همین خاطر است که تأکید می شود خواستگاری در حضور خانواده انجام شود. چرا که خواستگاری در خارج از منزل و پنهان از دید خانواده ها نمی تواند اطلاعات گسترده و وسیعی را به دختر و پسر ارائه دهد. تصمیمی  با این اهمیت چنین می طلبد که دیگران دختر و پسر را یاری دهند و هم فکر آنها باشند .لذا تا خانواده در جریان امر قرار نگیرند نمی توانند عوامل متعدد شناخت را مدنظر قرار دهند.

 

جلسه ابتدایی خواستگاری خیلی نباید طولانی شود چرا که قرار است مسائل کلی و البته اساسی برای طرفین واضح و روشن گردد. در خاتمه جلسه ابتدائی خواستگاری، دو طرف بدون هرگونه قول و قرار یا وعده و وعید از یکدیگر وداع کنند تا فرصت خوبی برای تفکر دختر و پسر فراهم شود. آنها چند روزی را زمان می خواهند تا به کلیه اطلاعاتی که دریافت کرده اند بیاندیشند و مسائلی را نیز ارزیابی کنند و نسبت به دیگر موضوعات مورد سنجش قرار دهند.

 

هر گونه مطلب یا موضوعی که برای طرفین نقش حیاتی داشته و تصمیم ادامه آشنایی به آن منوط می شود باید در جلسه ابتدایی صحبت مطرح شده و پاسخی جهت آن دریافت گردد.

پس از چند روز که می تواند 2-5 روز طول بکشد، کافی است تا تصمیم برای ادامه یا عدم ادامه آشنایی گرفته شود. حائز اهمیت است که کلیه موضوع های قابل بررسی باید نسبی در نظر گرفته شود. به عنوان مثال در جلسه اول وضعیت ظاهری دو طرف، تشابه فرهنگی و اقتصادی، تشابه اعتقادی، تناسب تحصیلی و ... تا حدودی مشخص می شود اما به آن معنا نیست. که زیبایی در اولویت امر قرار گیرد. چرا که زیبایی باید در کنار دیگر ملاک ها سنجیده شود.

 

 تناسب قد و هیکل طرفین باید نسبی باشد و تشابه قطعی و نزدیک به هم لازم نیست. به عنوان مثال اگر در جلسات بعدی چنین برداشت شود که آنها به لحاظ مسائل جزئی تر با یکدیگر تناسب دارند تفاوت قد 30 سانت نمی تواند به عنوان عامل مهمی تلقی شود و آنان را از ازدواج منصرف سازد.

 

در انتخاب همسر بجز چندین ملاک و معیار کلیدی مثل مسایل اعتقادی (انجام واجبات و ترک محرمات)، عدم تفاوت فاحش در نوع تفکر، فرهنگ و تحصیلات، سطح طبقاتی و اقتصادی،اختلاف سن - بقیه ملاک ها و موضوع ها مثل زیبایی، قد ،برخی ویژگی های اخلاقی و شخصیتی،و...  باید به صورت نسبی با هم مورد ارزیابی قرار گیرد. البته گاه موضوعی می تواند به طور استثناء برای یکی از طرفین در الویت قرار گیرد که بسته به شرایط شخصی اهمیت پیدا می کند. در نظر داشته باشید که هیچ گاه نباید توقع داشت که شخص مقابل تمامی حیطه های مورد علاقه ذهنی شما را پوشش دهد بلکه در هر حیطه باید یک میزانی از پذیرش وجود داشته باشد .

 

فهیمه کهتری- تبيان دات نت

[ پنجشنبه 1 اردیبهشت1390 ] [ 10:47 ] [ برادران عشقولانه ]
انسان در زندگی مشترک ، به دو مهارت ابراز احساسات و توجه به نیازها احتیاج دارد. ابراز احساسات به این معنی که ابتدا احساسات خود را شناسایی و بعد آنها را بیان کنید و ترسیم نیازها به این مفهوم که طرز تقاضا برای خواسته ی خود را برنامه‌ریزی کنید. به گونه‌ای که بتوانید بی‌آنکه رفتاری انفعالی یا پرخاشگرانه داشته باشید، ابزار وجود کنید و قاطعیت به خرج دهید.

اگر در هر یک از این مهارت‌ها ضعیف باشید مناسبات شما با همسرتان آسیب می‌بیند. اگر فاقد هر دو مهارت باشید روابط شما محکوم به شکست است.

شرط اول برای ابراز احساسات این است که احساسات خود را کاملا بشناسید و از کلمات مناسب برای ابراز احساسات خود استفاده کنید . سعی کنید احساسات خود را یادداشت کنید. تمرین زیر به شما کمک می‌کند احساسات لحظه‌ به لحظه ی خود را تجربه کنید، نگوئید خودم هم نمی‌دانم چرا چنین می‌کنم و چرا چنین رفتاری دارم؟ تمرین زیر به شما کمک می‌کند احساسات لحظه به لحظه خود را تجربه کنید.

تاریخ موقعیت احساس

10/3 احمد گل‌های باغچه را خراب کرد. خشمگین‌و‌اندوهگین

10/5 احمد برایم شاخه گلی آورد تا عذرخواهی کرده باشد. مهر- توجه

10/6 می‌خواستم خونه مامانم برم اما دیدم احمد حاضر نیست با من بیاید. عصبی،‌دلگیر،‌ناراحت

10/9 توضیح میدم چرا احمد با من نیامد. احساس خجالت

قدم اول در ابراز احساسات انتظار کلمه‌ای است که احساس شما را به بهترین شکل نشان می‌دهد، افسرده، خشمگین، دلگیر، عصبانی، مشوش، نگران و نظایر آن.

شما می‌توانید با رعایت اصول زیر احساساتتان را به بهترین شکل به همسرتان انتقال دهید و به آن‌گونه‌ای که پذیرای شما باشند، مطرح کنید.

1- در عبارات به جای اینکه از فاعل تو استفاده کنید بهتر است فاعل «من» را به کار ببرید. توجه داشته باشید که جملات با فاعل «تو» بسیار سرزنش آمیز هستند.

«تو مرا عصبانی می‌کنی»

«تو آدم بی تعهدی هستی و جز خودت به کسی فکر نمی‌کنی»

«تو داری اعصابم را مختل می‌کنی»

وقتی از فاعل من استفاده می‌کند ، مسئولیت احساساتتان را می‌پذیرید و احتمال اینکه همسرتان به حرف شما بها بدهد، بیشتر می‌شود. و لذا بهتر است بگویید:

«من عصبانی هستم»

«دیشب وقتی دیر آمدی، ناراحت شدم»

«اعصابم مختل شده است»

توجه داشته باشید ممکن است جمله‌ای را با فاعل «من» شروع کنید، اما جمله اصلی متوجه «تو» باشد. مانند :

«احساس می‌کنم تو یک روانی هستی»

«من از مخارج بی‌تناسب تو عصبانی هستم»

2- صادق باشید. سعی کنید در بیان احساسات خود تا حد امکان برخورد صادقانه داشته باشید، حقیقت را بگویید، مبالغه نکنید.

3- همخوانی داشته باشید. مهم است که زبان و لحن صدای شما با کلام‌تان هم‌خوانی داشته باشد، اگر در حالیکه تبسم می‌کنید از اندوه خود حرف بزنید، مسلما پیام شما به طور صحیح مخابره نخواهد شد.

توجه به خواسته‌ها

این حق شماست که خواسته‌هایتان را با همسرتان در میان بگذارید در واقع در قبال خود و در قبال همسرتان مسئول هستید که نیازهایتان را بشناسید، شما متخصص خودتان هستید.

هیچ‌کس و حتی همسرتان نمی‌تواند ذهن شما را بخواند، و از خواسته‌هایتان آگاه شود. ممکن است شخص از شما بخواهد کاری را برایش انجام دهید، شما نیز می‌پذیرید ولی دائم در خودتان شکایت می‌کنید. آیا نمی‌دانند من چقدر گرفتارم؟ آیا نمی‌خواهند وضعیت و مشکلات مرا درک کنند؟ باید بگوییم این شما هستید که باید خواسته‌ها، مشکلات و نیازهایتان را مطرح نمایید، دیگران قادر به اندیشه‌خوانی نیستید و نمی‌توانند ذهن شما را بخوانند، بهتر است در چنین شرایطی بگویید «خیلی مایلم به شما کمک کنم ولی به دلایلی فعلا قادر به انجام آن نیستیم و خیلی راحت از پذیرفتن آن کار خودداری کنید» در ارتباط با همسر بهتر است ابتدا درخواست خود را از قبل بنویسید. در این صورت موضوع در ذهنتان روشن‌تر می‌شود و از آن مهم‌تر، می‌توانید مطمئن شوید که ارتباط شما از عناصر یک درخواست خوب برخوردار است.


منبع : برگرفته از کتاب " روان شناسی ازدواج

[ سه شنبه 30 فروردین1390 ] [ 18:2 ] [ برادران عشقولانه ]

گرایش به تجملات در مراسم ازدواج از مشخصه‌های ازدواج سالم نیست...

1-  وقتی قصد ازدواج می‌کنید و با کسی وارد چنین رابطه‌ای می‌شوید باید در قدم نخست و قبل از اینکه به سمت عواطف شدید بروید و حس دلباخته شدن به شما دست بدهد، بسنجید که آیا با او در تناسب هستید یا نه؟  آنچه در دین ما هم تحت عنوان هم‌کفو بودن بیان شده است.گاه ازدواج برای آن با مشکل مواجه می شودکه دو خانواده در تناسب با هم نبوده اند. سبک تربیتی و فضایی که این دختر و پسر در آن رشد کرده‌اند متفاوت است و برای همین شکل‌گیری شخصیت‌های آنها در تضاد با هم است. چه‌طور می‌توان انتظار داشت دختری که در فضایی بزرگ شده که به زن اهمیت فراوان می‌داده‌اند با پسری که قدرت مطلق خانه‌شان، مرد بوده است ازدواج خوبی داشته باشند. مصداق دو پادشاهی می‌شوند که در یک مُلک نمی‌گنجند. بسیارند زن و شوهرانی که پس از سال‌ها زندگی تازه می‌فهمند که ازدواج‌شان اشتباه بوده و تناسبی بین خانواده‌های آنها نیست.

تناسب خانوادگی یکی از چند تناسبی است که باید وجود داشته باشد. تناسب فرهنگی، یعنی ارزش‌گذاری و باید و نبایدهایی که شما تحت تاثیر آن پرورش یافته‌اید که آن نیز بسیار مهم است. مثلا اگر در خانواده‌‌ای به فرزندان آموخته شود ارزش آدم‌ها به پول و ثروت آنهاست و در خانواده دیگر ارزش افراد را به میزان تحصیلات آنها بدانند، و یا نحوه روابط خانم و آقا در فرهنگ های مختلف ، متفاوت باشد،  قطعا عدم ارزش‌گذاری یکسان مشکل‌ساز خواهد شد و تناقض‌های دیگری هم بر سر همین فرهنگ‌های متفاوت پیش می‌آید.  در مجموع باید ارزش های خانوادگی با یکدیگر از سنخیت قابل قبولی برخوردار باشد .

چه‌طور می‌توان انتظار داشت دختری که در فضایی بزرگ شده که به زن اهمیت فراوان می‌داده‌اند با پسری که قدرت مطلق خانه‌شان، مرد بوده است ازدواج خوبی داشته باشند.

تناسب اعتقادی هم از آنجا که اعتقادات جنس محکمی دارد (هر اعتقادی که فرد داشته باشد خواه مسلمان، مسیحی، بودایی و حتی لائیک) و برای افراد محترم است باید وجود داشته باشد. تناسب‌های دیگری مثل تناسب اقتصادی و اجتماعی نیز ضروری هستند و اگر هر کدام نباشند سلامت ازدواج‌تان به مخاطره می‌افتد. حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) برای ازدواج همه این تناسب‌ها را در نظر گرفتند و به همین خاطر بود که دختر پیامبر با داشتن خواستگاران ثروتمند و یا کسانی از بزرگان مکه و مدینه کسی را انتخاب کردند که در تناسب اقتصادی و خانوادگی (پیامبر در شیوه تربیتی و نوع نگاه حضرت علی (ع) نظارت داشتند و مانند دخترشان به اخلاقیات او واقف بودند) و اعتقادی یکدیگر بودند.

 

2-  فراموش نکنید در ازدواج سالم شرایط و مراسم دست و پاگیر و تجملات آن‌چنانی جایی ندارد. همه چیز از مراسم گرفته تا خرید در حد معقول انجام می‌شود. عروس و داماد سعی می‌کنند خودشان به تنهایی به خرید عروسی و مهیا کردن خانه و زندگی بپردازند. هرگز حرمت‌ها و حریم موجود بین یکدیگر را به خاطر مسایلی چون جهیزیه و خرید عروسی و مکان برگزاری آن از بین نمی‌برند و روابط محبت‌آمیز و بر پایه احترام را قربانی این نکات فرعی نمی‌کنند. آقای داماد مراقب باشد که قرار نیست خرید عروسی را وسیله ای برای محکم کردن نظرات خود در اقتصادی زندگی کردن بداند و عروس خانم هم بداند که خرید عروسی عرصه کامل کردن نیاز های برآورده نشده مجردی نیست .  

بهتر است خانواده‌ها و حتی خود جوانان بدانند نباید با فراهم کردن نهایت وسایل رفاهی جلوی انگیزه تلاش و پیشرفت خود را بگیرند.

 3 -از آنجا که خیلی زود داشته‌های زندگی‌مان برای ما عادی می‌شوند؛ حتی اگر این داشته‌ها در حد بالاترین و لوکس‌ترین مدل ماشین و وسایل خانه باشد، بهتر است خانواده‌ها و حتی خود جوانان بدانند نباید با فراهم کردن نهایت وسایل رفاهی جلوی انگیزه تلاش و پیشرفت خود را بگیرند. گاهی اوقات والدین و خانواده‌هایی که تمکن مالی خوبی دارند با دادن جهیزیه غیرعادی و فوق‌العاده و یا برگزاری مراسم خاص و یا دادن هدایایی مثل اتومبیل‌های گران‌قیمت هنگام ازدواج فرزندشان انگیزه حرکت و تلاش او را برای ساختن زندگی می‌‌گیرند و سطح توقع فرزندان‌شان را بالا می‌برند. برای همین است که جوان‌ها هیچ انگیزه‌ای در خود نمی‌بینند. برنامه‌ای ندارند که با همسرشان تلاش کنند و مثلا بتوانند تا دو سال آینده فلان ماشین یا تلویزیون خاص را بخرند چون همه‌چیز در اختیارشان هست. اینها همان بچه‌هایی هستند که آن‌قدر از والدین خود سرویس‌های آن‌چنانی دریافت می‌کردند که هرگز از دریافت یک بسته مدادرنگی در مدرسه خوشحال نمی‌شدند.

خوب است چنین خانواده‌هایی یا جوان‌های آنها خودشان تصمیم بگیرند فقط به اندازه کفایت و لزوم خرید کنند یا مراسم بگیرند تا پس از ازدواج نیز انگیزه‌هایی برای کسب آنچه ندارند، داشته باشند.

 

 

 

به نقل از سايت تبيان

[ پنجشنبه 25 فروردین1390 ] [ 10:28 ] [ برادران عشقولانه ]

ابتدا زماني که تصميم مي گيريد که خواستگاري را به خانه بپذيريد يا همراه خانواده به خواستگاري برويد ،بهتر است کمي با خود خلوت کنيد . واقع بينانه به خود و شرايط موجودتان نگاه کنيد. خود را از نظر زيبايي،تحصيلات،شرايط مالي ، فرهنگ خانواده بسنجيد. اين کار براي سنجيدن توقعات خوداز زندگي و همسر آينده ،کمک خواهد بود.

بهتر است علاوه بر شناخت بيشتر از شرايط فعلي تان ،آرزوها و انتظاراتتان راجع به زندگي زناشويي را مشخص کنيد. در خلوت خود شعار ندهيد. اينکه معيار هاي صحيح چيست با اين که معيار هاي شما چيست متفاوت است .ممکن است شما بر اساس معيار هايي صحيح انتخاب کنيد اما در زندگي آينده  چون اين معيار ها برايتان دروني نشده و فقط جنبه ي شعار داشته ، دچار مشکل شويد. پس نگاهي واقع بينانه به شرايط موجود و خواسته هاي آينده بسيار مهم است . وقتي به يک ارزيابي صحيح رسيديد ،دست به کار شويد.ليستي براي خود تعيين کنيد و البته بايد ياد آور شوم سوالات استاندارد ، با جواب هاي مشخص وجود ندارد و جوابي متفاوت از آنچه شما فکر مي کرديد به يک سوال نبايد باعث شود نظر شما منفي گردد.خيلي از پاسخ ها خود باعث سوال ديگري مي شوند و مهم اين است که شما در آن زمان بتوانيد به خوبي و البته صادقانه گفتگو کنيد.

سوالات کلي براي شروع خوب است اما خيلي تعيين کننده نيست زيرا سوال کلي جواب کلي هم دارد و به شناخت بيشتر کمک نمي کند.

بعضي از سوالاتي که در زير آمده در صورت آشنايي قبلي با فرد براي مثال فاميل بودن نيازي به پرسيده شدن ندارد و برخي براي شما حائز اهميت نيست .پس سوالات زير را به عنوان چند پيشنهاد مطالعه بفرمائيد.

- بيوگرافي خوتان را بگوئيد:(سن ، تحصيلات ، شغل ،تعداد فرزندان خانواده ، وضعيت  پدر و مادر، خواهر و برادر ها، اين که چندمين فرزند خانواده است . ) 

- علت اينکه تصميم به ازدواج گرفتيد چيست؟(خواست خانواده ، فشار فرهنگي يا نياز شخصي)

- در زندگي چه هدفي را دنبال مي کنيد؟ چند تا از سر فصل هاي مهم در آينده تان چيست؟(براي مثال گرفتن بورسيه،موفقيت در زمينه ي ورزش و..)

- چه ملاک هايي براي خوشبختي داريد؟

- مسائل اقتصادي همسر و خانواده ي او چقدر برايتان مهم است؟

-بعد از ازدواج چقدر مايل به ارتباط با خانواده ي همسرتان هستيد؟

-دوست داريد همسرتان با خانواده ي شما تا چه حد صميمي باشد؟

-در تصميم گيري ها اهل مشورت هستيد؟

-آيا خانواده و دوستانتان در تصميماتتان دخيل هستد؟ در آينده  همسرتان چطور؟

-اگر اختلاف نظري بين همسر و خانواده تان ايجاد شد ،چگونه آنرا رفع مي

کنيد؟

-خانواده ي خود را سنتي مي دانيد يا مدرن؟ مي خواهيد چطور خانواده اي تشکيل دهيد؟

-نظرتان راجع به مرد سالاري و زن سالاري چيست؟

-تکليف مديريت خانه چه مي شود؟

-درزمان وقوع اختلاف نظر ، اگر با گفتگو به نتيجه نرسيديم ، چه کسي نظر آخر را بدهد؟

-چه عقيده اي در باره ي مديريت اقتصادي خانه داريد؟

-تعريف تان از صرفه جويي چيست؟

-چقدر اهل پس انداز هستيد؟

-چقدر دوست داريد صاحب فرزند شويد؟

-در تربيت فرزندان ، چقدر اختيارات را به همسرتان واگذار مي کنيد؟

-تا چه حد به اعتقادات مذهبي پايبند هستيد؟

-از نظر ديگران فرد مذهبي هستيد؟

-تعريفتان از حجاب چيست؟( چادر ،مانتوي پوشيده ،چادر ملي ،بلوز و شلوار و روسري و ..)

-در رفتار با نامحرم چه روشي داريد؟

-خودتان در محل کار وخانواده ، با نامحرم چگونه رفتار مي کنيد؟

-از همسرتان تو قع داريد چگونه رفتار کند؟

 -با کار کردن خانم ها موافقيد؟ چه نوع کاري؟ (مخصوص خانم ها)     

-  دوست داريد در آينده شاغل باشيد؟ (مخصوص آقايان)

-آيا همسرتان بايد براي هر کاري از شما اجازه بگيرد؟

  -اهل مطالعه هستيد يا نه ؟ اگر بله در چه موضوعاتي؟

-آيا فيلم ديدن را دوست داريد؟ زيباترين فيلم هايي که تا کنون ديده ايد ،کدامند؟

-رابطه تان با دنياي مجازي و اينترنت چگونه است؟

-اگر اهل استفاده از اينترنت هستيد، بيشتر به سراغ چه موضوعات و سايت هايي مي رويد؟

-با چت کردن چه ميانه اي داريد؟

-تا به حال به چه کارهايي اشتغال داشتيد؟

-از کاري که مي کنيد ،راضي هستيد؟

-رابطه تان با همکارانتان چطور است؟

حتما راجع به خط مشي سياسي و اعتقادات خود صراحتا صحبت کنيد و از او سوالات کاملي بپرسيد چون ممکن است در آينده به مناسبت هاي مختلف ، اختلاف عقيده ي سياسي ديگر شرايط زندگي تان را تحت تاثير قرار دهد.

-با جشن عروسي موافقيد؟ تا چه حد موافق خرج کردن براي مراسم هستيد؟

-آيا در باره ي مهريه نظر خاصي داريد؟

-رسم و رسوم خاصي هست که  خانواده تان برايشان خيلي مهم باشد؟

-چه نوع تفريحاتي را دوست داريد؟

- بعد از ازدواج با دوستانتان تا چه حد رفت و آمد مي کنيد؟

- دوست داريد همسرتان اهل معاشرت با دوستان باشد يا نه ؟

اين ها بخشي از اطلاعاتي است که ما از همسر آينده مان نياز داريم اما همه ي آن نيست. تحقيق ،مشاوره مي تواند بسيار موثر باشد. به خدا توکل کرده و سعي کنيد بهترين انتخاب را داشته باشيد زيرا هرچند دين ما در صورت اختلاف امکان جدايي را قرار داده است اما مشکلات پس از آن به قدري زياد است که بهرين راه پيشگيري از طلاق با انتخاب صحيح است.

خوش بخت و موفق باشيد.

 

 

 

سایت نهادنمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه شهیدبهشتی-بااندکی تصرف و تلخیص
[ شنبه 20 فروردین1390 ] [ 8:45 ] [ برادران عشقولانه ]

پسر جوانی که قصد ازدواج دارد و والدین او به دلیل اینکه هنوز ازدواج او را زود می دانند با ازدواج او موافقت نمی کنند از راههای زیر می تواند رضایت خانواده را برای ازدواج کسب کند:

 

1.   تشریح نیاز خود و خطرات موجود و شکننده بودن مقاومت اکثر جوانان در شرایط کنونی برای والدین یا فرد اثرگذار بر آنها به صورت صمیمانه و صادقانه و خصوصی(در منزل، دعوت به رستوران یا خوردن آب میوه، قدم زدن،  نامه نوشتن و ...)؛
2.   اظهار نیاز از راه غیرمستقیم همانند: بروز دادن ناراحتی و یا استفاده از صحنه های تلویزیون به اینکه وقتی انجام ازدواج در فیلم ها می بیند بگوید: خوش بحال آنها؛
3.   اطمینان دادن به خانواده نسبت به توانمندی خود در زمینه اداره زندگی؛
4.   جلب اطمینان والدین نسبت به صلاحیت ازدواج و توان اداره زندگی در عمل به اینکه مثلاً تغییر رویه دهد و همانند بچه  ها در منزل برخورد نکند و یا کاری پیدا کند و یا پول پس انداز کرده و بعض وسایل مورد نیاز زندگی را تهیه نماید و یا مسئولیتهای مهم در خانواده به عهده بگیرد؛
5.   بردن فکر پدر به طرف اینکه خودش را جای او ببیند و در شرایط او قرار دهد تا بتواند عمق نیاز او را درک کند؛
6.   آماده کردن پاسخ سؤالات احتمالی مثل اینکه ازدواج برای تو هنوز زود است و یا اینکه با نداشتن شغل؛ مسکن و پول چطور می خواهی ازدواج کنی؛
۷.   استفاده از قاعده احترام و از کوره در نرفتن در هر شرایطی؛
۸.   استفاده از بزرگترها برای راضی کردن والدین؛
۹.  نشان دادن طرف به والدین در صورتی که مورد علاقه آنها باشد؛
۱۰.  برنامه ریزی برای کم کردن هزینه ها و اعلام آن به عنوان راه حل به والدین همانند اینکه برای کم کردن هزینه عروسی فلان کار را می  شود کرد؛
۱۱.  واسطه کردن مادر برای اثرگذاری بر پدر؛
1۲.  کمک گرفتن از برادران و خواهران اثرگذار؛
1۳.  توکل و توسل و دعا به درگاه الهی.

 

 نویسنده: علی کریمی

[ یکشنبه 14 فروردین1390 ] [ 8:36 ] [ برادران عشقولانه ]

چرا باید آقایون رابطه ای عاشقانه را برهم بزنند؟ در زیر به سه دلیل اصلی آن اشاره می کنیم.

شما رابطه ای فوق العاده با مردی که عاشقتان است دارید. همه چیز خوب است اما یکدفعه اتفاق بدی می افتد: او می گوید که چندان از زندگیش راضی نیست و بعد ناگهان شما را ترک می کند.

همین چند روز پیش بود که خیلی به هم نزدیک بودید و احساس صمیمیت زیادی می کردید. چه بلایی سر آن عشق آمد؟

واقعیت این است که خیلی از مردها اشتباه نموده و از رابطه عالی که می توانند با یک زن فوق العاده داشته باشند فرار می کنند.

قرار نیست این اتفاق برای شما بیفتد. به خاطر همین سه دلیلی که موجب می شود آقایون خانمی که دوست می دارند را ترک کنند اشاره می کنیم و می گوییم که باید چه کنید تا این بلا سر شما نیاید.

دلیل 1: فشار احساسی

رابطه با یک مرد می تواند مسائل احساسی زیادی برایتان ایجاد کند. سوال اینجاست که آیا اجازه می دهید این احساسات درونتان به وجود آمده و در انتها منفجر شود؟

آیا فکر می کنید که مردتان مهارت های احساسی لازم برای کنترل این موقعیت ها را ندارد و یا وقتی شما در بدترین شرایط روحی و احساسی هستید از شما دورتر می شود؟

اگر اینطور است احتمالاً با مردی هستید که هیچ تمرکز احساسی ندارد تا وقتی شما مشکلات احساسی پیدا می کنید، او را آرام کنار شما نگه دارد.

این اشتباه مردان است. یک مرد بالغ باید منبع حمایت و ثبات مردانه در رابطه باشد. اما گاهی اوقات، حتی یک مرد خوب ممکن است دچار فشار احساسی شود. این همانجاست که مرد قادر نخواهد بود احساساتی که به سمت او می آید را کنترل کرده و آنقدر از درون احساس اضطراب می کند که ممکن است همه چیز را بگذارد و برود. اما چرا این مسئله اینقدر مهم است؟

اگر یاد بگیرید که بدون فشار آوردن روی مردتان درمورد موضوعات مختلف با او حرف بزنید، رابطه تان بسیار بهتر خواهد شد. اما اگر بخواهید به اجبار همدیگر را به سمت یک مکان امن از نظر احساسی بکشانید تعجب نکنید که از شما دور شود.

دلیل 2: احساس می کند شما می خواهید او را درست کنید

اگر آنچه که می خواهید را از رابطه نگیرید، طبیعی است که خسته شوید و سرانجام نتوانید به راحتی و البته عاشقانه با مردتان حرف بزنید و ارتباط برقرار کنید. این همانجایی است که خواسته ها و انتظاراتتان وسط کشیده می شوند. وقتی زنی احساس نکند که مردش به حرفهای او خوب گوش می دهد، عوض کردن لحن تنها راه برای جلب توجه مرد خواهد بود.

متاسفانه در این مواقع مردها نیت شما را درک نکرده و احساس می کنند که از او انتقاد یا عیب جویی شده است. اگر مردی حس کند که شما می خواهید درمورد اشتباهات یا کمبودهای او قضاوت کنید، هیچوقت با شما حرف نخواهد زد و به حرفهایتان هم گوش نخواهد داد.

شما می توانید این فضا را برای طرفتان ایجاد کنید که به انتخاب خودش مرد بهتری باشد اما اینکار با تقاضای شما برای تغییر او میسر نخواهد شد.

دلیل 3: می ترسد آزادی خود را از دست بدهد

آیا به این فکر کرده اید چرا یک مرد خودش را به یک زن متعهد می کند و مرد شما این اواخر چه حسی به رابطه داشته است؟ اگر روابط منفیتان بیشتر از روابط مثبتتان بوده، مرد به این فکر می کند که شما برایش چه فایده ای دارید. اگر این وضع برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند مطمئناً به دنبال یک راه فرار خواهد بود.

از طرف دیگر، اگر رابطه تان رابطه ای سالم، مفرح و صمیمی باشد، مرد برای متعهد کردن خود به شما هیچ تردیدی به دلش راه نخواهد داد. شما برای او آن زن استثنایی خواهید شد که با اولین نگاه عاشقتان می شود و همه آرزویش ماندن با شماست.

اگر رابطه تان از نظر احساسی لحنی مثبت داشته باشد، مرد بیشتر از اینکه به از دست دادن آزادی خود فکر کند به آنچه که با شما به دست خواهد آورد فکر می کند.

چه باید بکنید 

اگر باور داشته باشید که مردها بی هیچ دلیل ممکن است یک زن خوب را ترک کنند باعث خواهد شد که رابطه ها به نظرتان ناامیدکننده و بیهوده به نظر برسد.

اجازه ندهید این ترس وارد ذهنتان شود. اگر بدانید چطور باید با مردتان حرف بزنید که زن شاد، دوست داشتنی و راضی درونیتان را نشان دهد، مطمئن باشید که خیلی زود به جای عیب جویی و انتقاد از هم به تمجید و قدردانی از هم می پردازید و از اینکه چطور مردتان عشق و علاقه اش را به شما نشان می دهد متعجب خواهید شد.

شما مستحق یک رابطه عاشقانه و بادوام با مردی که زندگی خود را برای شما گذاشته هستید پس برای به دست آوردن آن هر چه از دستتان برمی آید را انجام دهید.

منــبع: سایت مردمان          انتخاب مقاله از پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده

[ سه شنبه 10 اسفند1389 ] [ 7:52 ] [ برادران عشقولانه ]

12 مورد وجود دارد که دختر خانم‌ها را در همان شروع انتخاب و تصمیم‌گیری برای ازدواج به اشتباه می‌اندازد. به عبارت دیگر، باید برای انتخاب همسر مناسب از این 12 خطا دوری کنید:

1- تهیه یک فهرست بلند بالا از خصوصیات همسر مورد نظر با تمام جزئیات و ریزه‌ کاری‌ها اشتباه است. درست است که باید فردی را انتخاب کنید که خصوصیات او به نظرات شما شبیه‌تر باشد اما اگر زیاده از حد محافظه‌کارانه عمل کنید و تمام زیر و بم او را مورد قضاوت قرار دهید، بالاخره مواردی پیش می‌آید که با فهرست شما همخوانی ندارد و همین موضوع باعث می‌شود به دلیل مسائل جزئی، فرد مورد نظر را قبول نکنید.

2- اگر تا یک سنی ازدواج نکرده‌اید و حالا فکر می‌کنید دیر شده و دیگران شما را زیر ذره‌بین قرار داده‌اند و بعد فقط به همین دلیل، فورا به یک خواستگار بله می‌گویید، اشتباه می‌کنید.


3- مقایسه همیشه کار را خراب می‌کند. اگر دائم خواستگارها را با هم یا با سایر افرادی که اطرافتان هستند و مورد تایید شما قرار گرفته‌اند، مقایسه ‌کنید، مطمئنا نمی‌توانید تصمیم درستی بگیرید.

4- اگر از آن دسته آدم‌هایی هستید که دو دستی به غم و غصه یا گذشته چسبیده‌اید، اشتباه می‌کنید. اگر به هر دلیل موقعیت‌هایی را در گذشته از دست داده‌اید، دیگر به آن فکر نکنید. پویا باشید و خودتان را برای آینده آماده کنید.

اگر به هر دلیل موقعیت‌هایی را در گذشته از دست داده‌اید، دیگر به آن فکر نکنید پویا باشید و خودتان را برای آینده آماده کنید

5- بعضی‌ها به خودشان اجازه نمی‌دهند کسی را دوست داشته باشند و این مساله برایشان مشکل ایجاد می‌کند. مثلا ممکن است فردی از بسیاری جهات مورد تایید شما و دوست داشتنی باشد اما به دلیل حرف و حدیث‌ بی‌منطق و دور از عقل دیگران، مورد تایید خیلی‌ها قرار نگیرد. در این شرایط اگر فرصت دوست داشتن و بله گفتن را از خودتان بگیرید، خطای بزرگی مرتکب شده‌اید.

6- گاهی بعضی دختر خانم‌ها اعتماد به نفس پایینی دارند و فکر می‌کنند پر از اشکال هستند و مورد تایید دیگران قرار نمی‌گیرند، در حالی که اگر به نکات مثبت خودشان توجه کنند، از خیلی‌ها بهتر به نظر می‌رسند.

7- در مواردی، دختر خانم‌ها انتظار دارند فورا عشق و علاقه شدید و رویایی بین آنها و همسر آینده‌شان به وجود بیاید و به عبارتی طرف مقابل فورا یک دل نه صد دل عاشقشان بشود. وقتی چنین توقعی دارند و زلزله مورد نظر آنها اتفاق نمی‌افتد، فورا دلسرد شده، عقب می‌کشند. اگر انتظار دارید در همان برخورد اول یک رابطه شدید عاشقانه به وجود بیاید؛ جلوی این ازدواج، یک پرچم قرمز بزرگ نگه داشته‌اید. با این کار واقع‌بینی را کنار گذاشته‌اید، در حالی که دنیای ما کاملا واقعی است.

8- مرد ایده‌آل زندگی شما با مردهای به اصطلاح ایده‌آل فیلم‌ها کاملا فرق می‌کند. به عبارتی منتظر چنین موجوداتی نباشید، چون فقط به فیلم‌ها تعلق دارند.

9- گاهی دخترها سراغ فردی می‌روند که هیچ شباهتی به آنها ندارد و فقط به یک دلیل خاص مورد تایید آنهاست. یادتان باشد تنها با یک خصوصیت نمی‌توان زندگی کرد.

10- تمرکز روی نکات منفی خطای بزرگی است. یادتان باشد اگر به هر دلیلی درباره مردها احساسات منفی در شما ‌وجود داشته، آنها را کنار بگذارید و با دیدگاه مثبت، انتخابی مناسب داشته باشید.

11- بعضی دختر خانم‌ها که تحصیل و شغل مناسبی دارند، فکر می‌کنند به دلیل رفع نیاز مالی می‌توانند از موضع بالا صحبت کنند و به کمک یک مرد احتیاج ندارند. این دختر خانم‌ها با این طرز تفکر سد بزرگی مقابل خودشان ایجاد می‌کنند و نمی‌توانند درست انتخاب کنند، چون مدام دیگران را از خود می‌رنجانند.

12- ایثار و فداکاری بیش از حد، به دیگران بیش از خود فکر کردن و نیاز دیگران را به خود مقدم دانستن اشتباه بزرگی است که بعضی دخترها مرتکب می‌شوند. اگر به هر دلیل بار مسئولیتی به دوش شماست قبول؛ اما باید اول به خودتان، نیازهایتان و آینده شخصی‌تان فکر کنید و موقعیت‌ها را از دست ندهید.

منبع : salijoon ارسال مطلب از : مهدی حجازی
[ سه شنبه 10 اسفند1389 ] [ 7:45 ] [ برادران عشقولانه ]

وارد شدن به یک خانواده جدید، هر قدر هم که با خانواده خود شما مشابهت داشته باشد، باز با ظرافت هایی همراه است که ممکن است نادیده گرفتن آنها به اختلافات همیشگی عروس و مادرشوهر و داماد و پدرزن منجر شود.

اما شکستن کلیشه های روابط تنش زا، همیشه هم موفق نبوده است. شما هر قدر هم که امروزی و آزاد اندیش باشید، باز ممکن است از لحظه خواستگاری و رو در رو شدن با خانواده همسرتان دچار مشکلاتی شوید که زندگی را به کامتان تلخ کنند. اما شاید توجه به چند نکته ساده، هر دو سوی معادله را راضی کند.

                                                                

 

 

تفاوت‌ها را فراموش کنیم

اولین گام برای زندگی موفق، انتخاب همسر از طبقه و جایگاه اجتماعی- فرهنگی شبیه به هم است. هر چه شباهت خانواده‌ها از جهت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... نزدیک‌تر باشد، ازدواج موفق‌تر خواهد بود؛

چرا که رفتارها و شیوه زندگی دختر و پسر به هم نزدیک‌تر است. اما گاه به دلایل مختلف، انتخاب همسر طوری است که خانواده‌ها شباهت کمتری به هم دارند و در نتیجه نقاط مشترک کمتری را می‌توان در آنها سراغ گرفت.

این تفاوت‌ها یا دقیق‌تر بگوییم این تفاوت‌ دیدگاه‌ها سرآغاز جدال میان زن و شوهر و هر یک از آنها با والدین طرف مقابل است.

بنابراین پس از ازدواج باید تفاوت‌ها را فراموش کرد. از نگاهی دیگر زن و شوهر باید تفاوت‌های میان والدین خود و والدین طرف مقابل را فراموش کنند و آنها را آن طور که هستند پذیرا شوند.

 

رفتار نادرست والدین همسرمان را به حساب او نگذاریم- به شرطی که از رفتار نادرست والدین‌اش آگاه باشد- و در حضور والدین‌اش دلخوری‌هامان را تلافی نکنیم. هر حرکت نابه‌جای ما، گله‌گزاری و... جرقه‌ یک بلوای بزرگ است؛

آشوبی که ما متهم و بازنده اصلی آن هستیم. با سیاست و درایت بررسی مسائل را به بعد موکول کنیم

 

پیش داوری نکنیم

از آن جایی که حضور یا اظهارنظر مادرزن یا مادرشوهر و یا عروس و داماد برای بسیاری ذاتاً تنش‌زا است؛ بنابراین هر حرکت و اظهار نظری با پیش‌داوری تفسیر می‌شود. در هر بار دیدار از والدین همسرمان آن چه را در ذهن داریم، پاک کنیم و با نگاهی نو به دیدارشان برویم.

 

باهوش باشیم

«مدارا کردن» با «اطاعت» بی‌چون و چرا متفاوت است. روانشناسان معتقدند اگر هر یک از طرفین (مادرزن و داماد و مادرشوهر و عروس) از رفتارهایی که حساسیت طرف مقابل را برمی‌انگیزد آگاه باشد و برای لحظاتی که در کنار هم هستند از این رفتارها بپرهیزد، بسیاری از مشکلات برطرف می‌شود.

این توجه و دقت نشان از هوش ما دارد و هیچ کس ما را مطیع و ناتوان نخواهد خواند. از سوی دیگر محبوب طرف مقابل نیز واقع می‌شویم چرا که درمی‌یابد از علایق او آگاهیم و تلاش می‌کنیم تا با نهایت احترام با او برخورد کنیم. چای پررنگ مادرشوهرمان را فراموش نکنیم تا شاد شود!

 

سیاستمدار باشیم

رفتار نادرست والدین همسرمان را به حساب او نگذاریم- به شرطی که از رفتار نادرست والدین‌اش آگاه باشد- و در حضور والدین‌اش دلخوری‌هامان را تلافی نکنیم. هر حرکت نابه‌جای ما، گله‌گزاری و... جرقه‌ یک بلوای بزرگ است؛ آشوبی که ما متهم و بازنده اصلی آن هستیم. با سیاست و درایت بررسی مسائل را به بعد موکول کنیم.

 

بی‌اهمیتی به والدین همسرمان، حذف تدریجی آنها از زندگی مشترکمان، کاهش رفت و آمدها و ارتباطهای تلفنی، کاستن علاقه فرزندمان به خانواده طرف مقابل با الگوبرداری از رفتار ما و... و در مقابل توجه بیش از حد به والدینمان‌ حرکتی نیست که از چشم شریک‌مان دور بماند. شک نکنیم که او جبهه‌گیری را آغاز می‌کند و به سرعت اعلام جنگ خواهد کرد

 

با همسرمان دوست باشیم

به جای آن که دلخوری‌هایمان را به والدین یا دوستانمان منتقل کنیم، دلخوری‌هایمان از خانواده همسرمان را به دور از غرض‌ورزی، ایراد‌گیری بی‌جا، جر و بحث و... به همسرمان بگوییم تا او با شیوه‌ای که خود می‌داند- همسرمان بهتر از هر کسی به رفتار و روحیه والدین‌اش آشنا است- با آنها صحبت کند.

 

 

رازداری کنیم

به عنوان میزبان، سعی نکنیم تا در مهمانی‌ها برای گرم کردن مهمانی از زندگی‌مان صحبت کنیم و اتفاقات حتی پیش پا افتاده‌ای را مطرح کنیم. مسائل یک زندگی مشترک ویژه زن و شوهر است و دیگران نباید از این مسائل آگاه شوند. شک نکنید در مقابل مطرح کردن هر موضوعی، اظهارنظر یا راهکاری ارائه خواهد شد که در اغلب موارد علاقه‌ای به شنیدن آن نداریم. پس رازدار باشیم تا نصیحت‌ها و دلسوزی‌های دیگران را هم تحمل نکنیم.

 

چهره‌ها را مخدوش نکنیم

تردیدی نیست که زن و شوهر پس از هر جر و بحث و دلخوری به سرعت کدورت‌ها را از یاد می‌برند و قهر و دعوای آنها به ساعتی نمی‌کشد. اما والدین آنها ناراحتی و غم فرزندشان را فراموش نمی‌کنند و منتظر تلافی می‌نشینند.

این نه به دلیل خباثت‌ ذاتی والدین، که به دلیل محبت بی‌اندازه آنها به فرزندشان است و تلافی کردن آنها واکنشی کاملاً طبیعی است.

از این رو سعی کنیم در زمانی که با همسرمان قهر هستیم، از او دلخوریم و یا به هر دلیلی کدورتی میان ما است، این موضوع را با والدین‌مان در میان نگذاریم، به منزل آنها پناه نبریم و به سرعت گوشی تلفن را برای درد و دل جست‌وجو نکنیم. حافظه‌ والدین درباره کسی که به هر دلیل جگر گوشه‌شان را آزرده، سخت فعال و هوشیار است.

 

با والدین برنامه‌ریزی نکنیم

این به آن معنی نیست که با والدین‌مان یا والدین همسرمان قطع رابطه کنیم؛ بلکه به این معنا است که در تصمیم‌گیری‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و... حضور و تصمیم آنها را حتمی و تعیین کننده نشان ندهیم. از نگاهی دیگر از الفاظ و یا حرکاتی استفاده نکنیم که شریک زندگی‌مان حضور قطعی یا سایه حضور دائمی والدین‌مان را احساس کند و ما را در تصمیم‌گیری‌ها متهم به اطاعت بی‌چون و چرا کند. موضوع را به صورت یک پیشنهاد و نه یک الزام مطرح کنیم.

 

در مقابل تصمیم‌ها و برنامه‌ریزی‌های همسرمان برای والدین‌‌اش ایستادگی و اظهارنظر نکنیم. بگذاریم هر یک از ما آزادانه، آن چه را که دوست دارد برای والدین‌اش انجام دهد تا ما هم آزادی عمل‌مان را از دست ندهیم

 

ارتباطمان را قطع نکنیم

بی‌اهمیتی به والدین همسرمان، حذف تدریجی آنها از زندگی مشترکمان، کاهش رفت و آمدها و ارتباطهای تلفنی، کاستن علاقه فرزندمان به خانواده طرف مقابل با الگوبرداری از رفتار ما و... و در مقابل توجه بیش از حد به والدینمان‌ حرکتی نیست که از چشم شریک‌مان دور بماند. شک نکنیم که او جبهه‌گیری را آغاز می‌کند و به سرعت اعلام جنگ خواهد کرد.

همان‌طور که روانشناسان تعادل در برقراری ارتباط با خانواده‌ها را توصیه می‌کنند، قطع رابطه را ضربه روانی محکمی می‌دانند که بی‌جواب نیز نمی‌ماند.

 

اصرار نکنیم

در مقابل تصمیم‌ها و برنامه‌ریزی‌های همسرمان برای والدین‌‌اش ایستادگی و اظهارنظر نکنیم. بگذاریم هر یک از ما آزادانه، آن چه را که دوست دارد برای والدین‌اش انجام دهد تا ما هم آزادی عمل‌مان را از دست ندهیم.

در حقیقت به هر میزان به والدین همسرمان احترام بگذاریم و فرزند آنها را برای محبت کردن به آنها آزاد بگذاریم، احترام والدینمان نیز به جا خواهد بود.و در نهایت این که همواره بیندیشیم والدین همسرمان، عزیزترین افراد برای عزیزترین فرد زندگی‌مان هستند. شک نکنیم بی‌احترامی به والدین او اعلام غیر مستقیم بی‌علاقگی ما به همسرمان است؛ چرا که به علایق او احترام نگذاشته‌ایم.

 

                                                                                    به نقل از پایگاه تبیان

[ پنجشنبه 21 بهمن1389 ] [ 9:56 ] [ برادران عشقولانه ]

چرا مردان متاهل مردان مجرد را از ازدواج نهي مي كنند؟

 

لطفا در این خصوص،نظر بذارین.

متشکرم.

عشقولانه

[ دوشنبه 18 بهمن1389 ] [ 9:1 ] [ برادران عشقولانه ]
درباره وبلاگ

با سلام

ازدواج امری است که خداوند در قران کریم و پیامبر گرامی اسلام و ائمه به آن زیاد اصرار ورزیده اند.

بنا به این دلیل و دلایل زیاد دیگر که در وبلاگ "عشقولانه ازدواج"ذکر می گردد ما گروهی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند تصمیم گرفتیم در این راستا طرح های جالب و تاثیر گزار ارائه دهیم.

و گروه "عشقولانه ازدواج" با نام ویاد خداوند از خرداد ۸۹آغاز فعالیت کرد.

و اولین برنامه ای که در راستای اهداف اسلامی دارد انتشار "عشقولانه ازدواج۱" که از فلسفه ازدواج تا مرحله قبل نامزدی می باشد.

واین کار به افراد خبره در امر ازدواج نیاز داشت که ابتدا از یک نفر زحمت کش شروع شد و تعداد به ۵نفر رسید.

بنابر این نیاز به زمان طولانی جهت مطالعه انواع کتب و سایت ها و وبلاگ های مربوط به ازدواج بود.

با وجود فشار زیاد ایام امتحانات پایان ترم توفیق و لطف خداوند باعث شد گردآوری و جمع بندی مطالب و تایپ وتکثیر و صحفه آرایی و.....در طول این ۲هفته به پایان بپذیرد.

و ان شا الله قبل از ۱۷/۴/۱۳۸۹ بدست دانشجویان گرامی برسد.

برنامه بعدی ساخت وبلاگ"عشقولانه ازدواج۱" است که به دلیل فشار زیاد امتحانات از ۱۷/۰۴/۱۳۸۹ اقدام به بروز رسانی آن می نماییم.

و ان شا الله با لطف و یاری خداوند بتوانیم کارهای مهم وتاثیر گزار در امر مهم ازدواج انجام دهیم.

لذا از کلیه دانشجویان و کارمندان وکلیه قشر مردم که می خواهند در این امر مهم با ما همکاری داشته باشند خواهشمندیم نظرات خود را از طریق این وبلاگ یا ایمیل نویسنده به دست ما برسانند.
امکانات وب

قالب میهن بلاگ download قالب بلاگ اسکای اخلاق اسلامی قالب وبلاگ دیکشنری آنلاین ایجاد فرم تماس ایجاد گالری عکس نمایش اوقات شرعی تقویم جلالی رتبه سنج گوگل مترجم سایت نمایشگر آی پی گوگل ساخت کد صوتی آنلاین آمارگیر فونت های زیباساز تغییر شکل ماوس فال حافظ فال عشق طالع بینی هندی طالع بینی ازدواج بازی آنلاین